
پس از مرگ چه بر سر جسم ما مي آيد ؟ موميائي چيست ؟ موميائي هاي طبيعي، موميايي هاي مصنوعي، موميايي كردن در نقاط مختلف دنيا، موميايي برنادت مقدس،...

به طور كلي ، موميائي يك بدن بيجان است ، اما چيزي متفاوت ازيك اسكلت يا فسيل .
-موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.
-از لحاظ تاريخي معمولي ترين روش موميائي خشك كردن سريع است ، زيرا باكتريها و قارچها قادر نيستند در محيط فاقد آب زندگي كنند. موميائي را مي توان با گرماي خورشيد ، آتش ، دود و يا مواد شيميايي خشك كرد . از آنجا كه بيشتر باكتريها و قارچها نمي توانند در دماهاي انجماد بالا زندگي كنند ، انجماد مداوم مي تواند منجر به تشكيل موميائي شود قرار دادن بدن در محيط عاري از اكسيژن مثل با تلاقي از زغال سنگ نارس « تورب » ممكن است سبب تشكيل موميائي شود ، زيرا ميكرواركانيسمها « موجودات ذره بيني و ميكروسكوبي » نمي توانند در محيط بدون هوا زندگي كنند . راه ديگر تشكيل يك موميائي دفن كردن بدن در خاك شامل نوعي مواد شيميايي است كه قارچها و باكتريها را مي كشد .
-بعضي از مشهورترين موميائي هاي جهان به صورت تصادفي و بدون دخالت انسان خلق شده اند. در توضيح اين مطلب بايد گفت ، وقتي بدن در محيطي قرار مي گيرد كه فرآيند طبيعي فساد رخ نمي دهد ، منجر به تشكيل چنين موميائي هايي مي شود -در بسياري از فرهنگها موميائي كردن اجساد مرسوم بوده است .
!sفرآيند مصنوعي حفظ بدن از فساد موميائي كردن ناميده مي شود و راههاي مورد استفاده در اين عمل به اندازه ي تنوع فرهنگها متفاوت است.
موميائي هاي طبيعي :
-بعضي از موميايي هاي خارق العاده به صورت كاملاً تصادفي به وجود آمده اند.
-در سال 1991 ميلادي ، يك كوهنورد آلماني بدن منجمد شده اي را در بالاي يك توده ي يخ طبيعي نزديك مرز ايتاليا و اطريش پيدا كرد .
-ابتدا كه كارشناسان پليس و پزشكي قانوني وارد صحنه شدند قادر به تشخيص سن موميايي نبودند . آن موميائي يك شال از جنس علوفه بر تن داشت و يك كمان به همراه چندين تير در كنارش بود ، كفشها را به جهت گرم بودن از علوفه انباشته بودند.
-بعدها به وسيله ي سن يابي كربن پرتو زا « كه در اين روش به وسيله كربن پرتو زا سن اشياء تشخيص داده مي شود » مشخص شد كه اين جسد يخي در دوران بين 3300 تا 3350 سال پيش از ميلاد مسيح جان باخته است .
-لازم به ذكر است كه اين موميايي را قديمي ترين موميائي حفظ شده در دنيا دانسه اند.
-در سال 1972 ميلادي صيّادان تعدادي از بهترين اجساد حفظ شده ي طبيعي را در يك منطقه ي متروك شده ي استثنايي كه به « كلاكيتساك Qilakitsoq» موسوم است پيدا كردند.
موميايي هاي مصنوعي :
-موميايي كردن مصنوعي قبل از هر چيز ديگر علل مذهبي داشت.
-ليكن در كنار آن شكل ويژه اي از ياد بود مردگان و دلايل علمي نيز در موميايي اجساد نقش داشتند.
دلايل مذهبي :
-بسياري از اقوام فقط هنگامي مي توانستند ادامه ي حيات پس از مرگ را تصور كنند ، كه جسد شخص متوفي سالم نگهداري مي شد . مثلاً مصريان قديم اين گونه فكر مي كردند.
-بنا بر اين خويشاوندان و اقوام شخص مرده با موميايي كردن او كه وظيفه ي شرعي و ديني و مراقبت از مرده را به جا مي آوردند ، زيرا آنها با ان روش ادامه ي حيات عزيزان خود را در قبر و يا در دنياي ديگر تضمين مي كردند.
-[دلايل علمي :
!در جايي كه دلايل مذهبي يا يادبود ويژه ي مردگان نقشي در موميائي كردن اجساد نداشت ،در گذشتگان فقط به اين دليل موميايي مي شدند كه امكان خاك سپاري فوري وجود نداشت .
اغلب اتفاق مي افتاد كه شخصي در سرزميني دور از وطن خود فوت مي كرد و بايد از مسافتهاي دوري به گورستاني در وطن خود انتقال مي يافت .
با اينكه مراسم خاكسپاري مرسوم و متداول هفته ها طول مي كشيد ، ضمن آنكه جسد در طول اين مدت بايد در معرض ديد عموم قرار مي گرفت چنين مراسم تشريفاتي به خاك سپاري درباره ي پاپها « بالاترين مقام مذهبي مسيحيان كاتوليك » يا پادشاهان اسپانيا، فرانسه و انگلستان در دورانهايي طولاني ، متداول و مرسوم بود . به هر حال مي توان گفت كه حداقل از قرن دوازدهم ميلادي موميايي كردن در اروپا متداول شده است .
- موميايي كردن در نقاط مختلف دنيا :
-موميايي كردن در بعضي مناطق جنبه تشريفاتي و در جاهاي ديگر ناشي از شناخت و طرز تفكر انسانها درباره مرگ و زندگي پس از مرگ بوده است .
-پژوهشهاي انجام شده در تاريخ مصر باستان ، اقوام پروي باستان ، سكاها و چيني ها نشان داده كه اقوام مذكور اجساد مردگان خود را موميايي مي كردند.
مصر باستان :
-[iمصر باستان از دير باز به عنوان « امپراتوري موميايي ها » در تاريخ شناخته شده است زيرا در مصر در طول قرنها عمل موميايي كردن ابعاد يك صنعت همه جانبه و فراگير را به خود گرفت .
ifبعد از ميلاد و مسيحي شدن بيشتر مصريان ، موميايي كردن متوقف شد . اما حدس زده مي شود كه در يك دوره ي-
موميايي برنادت مقدس :
-گفته و نوشته اند كه « برنادت سوبيروس » دختر 14 ساله ي يك آسيابان از روستاي « لورد » در جنوب فرانسه در تاريخ 11 فوريه ي سال 1858 ميلادي برابر با « 22 بهمن ماه 1236 هجري شمسي » در جنوب فرانسه ديداري شگفت و باور نكردني داشت :
-در غاري در كنار رودخانه ي كوچك گاوه « GAVE » بانويي در لباسي سفيد و درخشان « نوراني » بر او ظاهر شد كه با آرامش و سكوت به او تبسم مي كرد و پس از چند لحظه ناپديد شد .
-به هر حال هنوز سه روز از اين ديدار نگذشته بود كه بانوي زيباي ناشناس دوباره در همان محل بر او ظاهر شد و از آن تاريخ تا 16 ژوئينه « 25 تيرماه 1273 هجري شمسي » شانزده بار ديگر نيز بر او ظاهر شد .
-در تاريخ 18 فوريه «29 بهمن ماه » در سومين ديدار بانوي نوراني براي نخستين بار برنادت را مورد خطاب قرار داد ، و جملاتي به او گفت. -در 25 فوريه « 16 اسفند ماه » او چشمه اي را كه در كف غار پنهان بود به « برنادت » نشان داد
-در 26 ماه مارس « 6 فروردين ماه » او خود را به « برنادت » معرفي كرد : به عنوان مادر مسيح ، « مريم مقدس »
-او چندين بار به دختر سفارش كرد كه نزد كشيش دهكده رفته و به او بگويد ، شايسته است كه در محل ظهور آن بانوي نوراني و در نزديكي چشمه كليسايي بنا شود و سفرهاي زيارتي براي توبه و كفاره ي گناهان و همچنين نذورات به آن محل به طور منظم به اجرا در آيد .
if !sسخنان برنادت در اين باره ، ابتدا با ديرباوري و شك و ترديد و تكذيب مردم روبرو شد . ولي دختر جوان حتي در سخت ترين بازپرسي ها بر روي اظهارات خود اصرار مي ورزيد.
-كمي بعدنخستين شفا يافتن بيماران در كنار چشمه اتفاق افتاد.
-اين مساله بيش از هر چيز ديگر باعث شهرت آن دهكده ي كوچك گرديد.
-تعداد بيشماري مي آمدند ، تا در اينجا از مادر مقدس كمك و شفا طلب كنند.
-[ifامروزه « دهكده لورد » بزرگترين زيارتگاه مريم مقدس در جهان است
مكان اميد ، مكاني كه امروزه هنوز هم بيماران در تماس با چشمه دوباره سلامت خود را باز مي يابند ، آن هم برخي اوقات به طوري ، كه علم و دانش غالباً توجيهي براي آن ندارد.
-ديدار با مادر مقدس در غار « لورد » زندگي « برنادت سوبيروس » كوچك را كاملاً تغيير داد .
-او كه از تجربه ي ديدارهاي خود با مادر مقدس سخت تكان خورده بود ، تصميم گرفت راهبه شود .
-برنادت در سال 1866 ميلادي « 1245 هجري شمسي » ، در سن 22 سالگي ، در شهر همجوار روستاي خود به نام « نورز NEVERS » وارد « صومعه ي سن جيلدار » گرديد.
-برنادت در 16 آوريل 1879 ملادي « 27 فروردين 1258 هجري شمسي»در حالي كه تازه سي و پنج ساله شده بود ، بر اثر سل استخوان در گذشت .
-تابوت او سه روز پس از مرگ در يك عبادتگاه كوچك در باغ صومعه به خاك سپرده شد .
[جسد برنادت پيش از سي سال در اين مكان بود . اما هنگامي كه مقدمات
« اثبات تقديس» او فراهم آمد و تحقيق در اين باره آغاز شد ، مقامات كليسا در تاريخ 22 سپتامبر 1909 ميلادي « 31 شهريور 1288 هجري شمسي » اجازه دادند تابوت او در حضور دو پزشك و چند نفر ديگر باز شود .
!مشاهده جسد برنادت باعث شگفتي حاضرين در آنجا شد . برنادت بدون هيچ گونه تغييري بر بستر خود آرميده بود .
-يكي از بانواني كه شاهد عيني جلسه گشودن تابوت بوده است بعداً مشاهدات خود را اين طور بيان كرد:
كوچكترين نشاني از عفونت ، كمترين اثري از بوي بد در جسد نبود … چنين به نظر مي رسيد كه او خوابيده است .
ifپس از انجام تشريفات اداري جسد را لباس نو پوشانيدند و آن را همراه تمام مدارك رسمي معاينه در يك تابوت مسي در بسته حفظ كردند .
گزارش كميسيون تحقيق در اذهان عامّه ي مردم مورد قبول مومنان قرار گرفت ، اما برخي نيز به اين گزارش با شّك و ترديد نگريستند . حتي تعداد كمي از روزنامه ها اسقفي را كه مسئول تحقيق در اين مورد بود متهم به خيانت كردند .
[ifآنها ادعا كردند كه اسقف دستور داده است بلافاصله پس از مرگ برنادت جسد او را موميايي كنند ، زيرا كليسا در واقع به چنين« معجزه اي» احتياج دارد تا بتواند تشكيلات زيارتگاهي در « لورد » را همچنان فعال و زنده نگه دارد .
ifبراي رفع اين اتهام روند « اثبات تقديس » از سر گرفته شد و ادامه يافت .
[ifدر 3 آوريل 1919 ميلادي « 14 فرودين 1298 هجري شمسي » ، جسد برنادت براي بار دوم و در« 18 آوريل 1925 ميلادي » «29 فرودين 1304 هجري شمسي » براي بار سوم مورد معاينه قرار گرفت . ولي باز هم جسد هيچگونه تغييري نكرده بود ، به استثناي پوست ، كه در طول نخستين معاينه در سال 1909 تغييير رنگ داده و در جلوي چشم شاهدان رنگ تيره به خود گرفته بود .
در سوم اوت 1925 ميلادي « 12 مرداد 1304 هجري شمسي » موميايي برنادت طي مراسم رسمي به « صومعه سن جيلدار » منتقل شد .
iاز آن زمان تاكنون او در آنجا با لباس رسمي راهبگي خود ، با صورت و دستهايي كه با پوشش مومي نازكي پوشانيده شده است ، در يك تابوت شيشه اي به آرامش ابدي سپرده شده است .
- اثبات تقديس : پيروان دين حضرت مسيح ( ع) در شاخه هاي مذهبي « كليساي رومن كاتوليك » معتقد هستند كه پس از مرگ انسانهايي كه در طول زندگي داراي كرامت بوده و موجب شفاي بيماران و مواردي از اين قبيل شده اند ، با انجام مقدمات و تحقيقاتي اصلح است او را به لقب {مقدس } مفتخر نمود و درمعرض ديد عام گذاشت .
[-بازگشايي تابوت « برنادت مقدس » نيز به همين منظور انجام شد .
لوله فاضلاب بود مانند ميزهاي كالبد شكافي امروزي قرار مي گرفت .
-آماده سازي براي دفن شامل 5 مرحله بود .

1-نگهداري امعاء و احشاء :
-امعاء و احشاء يعني اجزاي داخلي بدن « روده ها ، كبد ، معده و ششها » كه جداگانه موميايي شده بودند، يكايك و جدا از هم ريسمان پيچ و در چهار خمره ي مخصوص امعاء و احشاء كه « كانوپ » ناميده مي شد ، گذاشته مي شدند.
-در « دوره ي پاياني » تاريخ مصر باستان « سلسله ي بيست و پنجم تا سي و يكم فراعنه يمصر » حدود « 713 تا 332 قبل از ميلاد » به مدت
« 381 سال » ، هر يك از پسران چهارگانه ي خداوند « هوروس » نگهبان يكي از خمره ها محسوب مي شدند.
-مجسمه ي سرهاي اين پسران خدا درپوشهاي خمره ها را تشكيل مي داد. بنا به دلايلي نامعلوم ، در طول دورانهاي بين « سلسله ي بيست و يكم و بيست و پنجم » { 1080 تا 659 قبل از ميلاد } امعاء و احشاء در خمره هاي مخصوص نگهداري نمي شد ، بلكه پس از بسته بندي دوباره درون شكم خالي جسد قرار داده مي شد .
2-پرسازي :
-هدف از اين كار اين بود كه بدن موميايي شده تا حدّ امكان به حالت طبيعي آن بازسازي شود .
-براي اين منظور تمام فضاي خالي جسد با دقت با گل ، شن ، گلسنگ خشك ، موم يا باند صمغ آلود « مثلاً صمغ گياهان » پر مي شود .
-گاهي اوقات نيز زير نقاط خاصي از پوست بدن با خمير گل رس نرم پر مي شد ، تا بتوانند به آن نقاط از بدن فرم و شكل خاصي بدهند ، درست مانند مجسمه سازي كه در كارگاه هنري خود به مجسمه هايش با خمير مجسمه سازي شكل مي دهد . در اين مرحله از سرخاب و ديكر رنگها نيز استفاده مي شد .
گلسنگ يا « ليخن » : رستني هايي كه جزو شاخه ي ريسه داران بوده و خود رده ي جداگانه اي را تشكيل مي دهند.
-گلسنگ در اصل از زندگي همزيستي بين يك جلبك و قارچ حاصل مي شود و معمولاً بر تخته سنگها و همچنين ديوار و تنه ي درختان به صورت ورقه هاي زرد يا خاكستري مايل به سفيد و مايل به سبز مي رويد .
-از انواع آن : اوسنه ، كلادني ، آمبيليكر ، پارملي ، راملين و گلسنگ شاخ گوزني مي باشد .
3-باند پيچي :
-در اين مرحله كه بر حسب مقررات و قواعد واجب مذهبي به اجرا در مي آمد يك راهب يا فرد روحاني با ماسك كلّه شغالي خداوند « آنوبيس » نظارت عالي بر مراسم را به عهده داشت .
-در اين مراسم ابتدا بدن ، سر و اعضاي حركتي مرده « دستها و پاها » ، نخست جدا از هم ، و سپس با همديگر با نوراهاي پارچه اي نازك و بلند
« اغلب به طول حدود 150 يارد – هريارد 90 سانتيمتر است » ، پيچيده مي شود و اين نوارها معمولاً به موميا و يا صمغ گياهان آغشته بودند.
-راهبان در لابه لاي لايه هاي نوار طلسمهايي را كه سلامتي آور بودند و نيروي جادويي « البته به عقيده ي آنها » داشتند جا مي دادند.
4-اندود سازي :
-براي پوشاندن و حفاظت كامل جسد در برابر دنياي خارج ، جسد باندپيچي شده را با لايه اي محافظ مي پوشاندند.
اين لايه از موادي مانند گچ ، موميا ،گل ، صمغ ، موم و يا سريشم بود .
-طلسم : تكه ي كاغذ يا قطعه اي فلزي كه جادوگران يا فالگيران در روي آن خطها يا جدولهايي مي كشند ، يا حروف و كلماتي مي نويسند و بر اين باورند كه براي محافظت كسي يا چيزي ، و دفع بدي و آزار موثر است .
5-مرحله ي ماسك گذاري :
-در بسياري از موارد ، به خصوص براي شخصيتهاي بزرگ علاوه بر مراحل ذكر شده ، سر شخص موميايي شده با « ماسگ مرگ » پوشانيده مي شد .
-براي فراعنه اين ماسك از طلاي ناب بود . در هر صورت ماسكهاي متداول از خمير مومي – كاغذي مجسمه سازي ساخته و روي آن نقاشي يا با طلا پوشانده مي شد .
-بعدها ، هنگامي كه مصر استقلال خود را از دست داد و به صورت يكي از ايالات روم درآمد « بعد از سال 30 قبل از ميلاد» اين سنت در ميان آنها رواج يافت كه بالاي سر باند پيچي شده ي مرده به اصطلاح « نقش موميايي » را مستقر نمايند .
-تصويري از سر شخص ، كه در آن سر شخص مرده با چشماني بزرگ و نگاهي جدّي به ديدار كننده ي خود مي نگريست -زندگي دوباره ي موميايي شده ها :
-در زندگي ما انسانهاي امروزي ، اين تصور كه مي توان در اين دنيا به مرده زندگي دوباره داد ، انحرافي و اشتباه است . اما در نظر انسانهاي باستان اين گونه نبود .
-براي آنها موميايي محفظه و ظرفي گران قيمت و پر ارزش محسوب مي شد كه خدايان در وقتي معلوم زندگي نو در آن مي ريختند .
-پس از آن شخص مرده به طريقي اسرار آميز آرامگاه خود را با حضور خود روح مي بخشيد و پر مي كرد ، با روح هاي خود ارتباط و رفت و آمد برقرار مي كرد و به وسيله ي آنها با جهان خارج و جهان خدايان تماس برقرار مي كرد.
-به هر حال بر اساس عقايد مصريان ، پيش در آمد و شرط اين كار اين بود كه مراسم جادويي و هدف دار انجام شود : « زندگي دادن دوباره به موميايي » .
اين مراسم نوعي استغاثه و سوگند دهي بود ، كه كارشناسان تاريخ مصر باستان آن را با نام « مراسم مذهبي دهان گشايي » مشخص مي كنند.
-اين مراسم را كاهنان و روحانيون بلافاصله و درست قبل از خاكسپاري موميايي اجرا مي كردند و طيّ اين مراسم با شور و اشتياق ذكر خدايان خوانده و به درگاه آنها نيايش مي شد .
-سوگواران در ستوني پر شكوه و جلال به « شهر مرگ » در كناره ي كويرراه مي پيمودند.
-كاهنان و روحانيون ، سورتمه اي كه گاوميشها آن را مي كشيدند و روي آن تابوت در بسته با موميايي داخل آن قرار داشت ، خويشاوندان شخص مرده ، زنان سوگوار و تعزيه خوان كه با ناله و فرياد خاكستر بر سر خود مي ريزند ، تخت رواني كه بر دوش برده ها حمل مي شود و « صندوق كانوپها » روي آن قرار داشت .
-همچنين خدمتكاراني كه مبل و صندلي ، صندوق ، مجسمه هاي كوچك و مواد غذايي حمل مي كنند همه در تصاوير روي ديوارهاي آرامگاه هاي باستاني ديده مي شوند.
-با نمايان شدن ساختمان آرامگاه ، ستون بدرقه كنندگان موميايي از حركت باز مي ايستاد .
تابوت گشوده مي شد و موميايي را از درون تابوت بيرون مي آوردند . كاهني با ماسك « آنوبيس » موميايي را به صورت عمودي ، رو در رو و چشم در چشم عزا داران نگاه مي داشت .
-يك گاوميش قرباني مي كردند و آوازهاي نياش و سوگواري طنين انداز بود.
-بر روي جسد موميايي شده آب نطهير مي پاشيدند و عود و كُندُر دود مي كردند و در اين حالت مراسم به نقطه ي اوج خود مي رسيد .
-كاهني در برابر موميايي قرار مي گرفت و با ابزاري ملاقه اي شكل و ساير ابزارهاي مذهبي چشمها ، گوشها ، بيني و دهان « ماسك مرگ » موميايي را لمس مي كرد .
-خويشاوندان موميايي با دستهايي كه ملتمسانه و مصّرانه به آسمان بلند بود در برابر موميايي زانو بر زمين مي زدند .
اين لحظه اي است كه هدف و مقصود نهايي موميايي كردن جسد بوده است : تبديل و تحول و آغازي جديد.
-نيرويي اسرار آميز در بدن مرده جريان پيدا مي كند.
-از اين لحظه به بعد او مي تواند به رغم پوششي كه دارد ، دوباره ببيند ، بشنود ، ببويد ، بچشد ، حس كند و محيط اطراف خود را با تمام حواس خود درك كند.
-آنگاه موميايي را با جلال و شكوه تمام در آرامگاه « منزل جاوداني » خود قرار مي دادند.
ifعقيده ي مصريان باستان ، مردگان در قبر خود مانند زندگان در خانه ي خود زندگي مي كردند.
-براي اثبات اين اعتقاد شواهد و قراين متعدد و چشمگيري وجود دارد .
-مثلاً آرامگاه داراي يك در خيالي بود كه شبيه به در ورودي خانه هاي واقعي بود .
-در داخل آرامگاه نيز بسياري از اتاقها مانند اتاقهاي قابل سكونت براي انسانها تزئين شده بود .
در شهر « تبس Thebes » « پايتخت باستاني مذهبي و سياسي مصر عليا در ساحل رود نيل و در 720 كيلومتري جنوب قاهره « پايتخت كنوني مصر » آرامگاهي كشف شد كه در آن براي شخص مرده نه تنها چندين اتاق ، بلكه يك حمام و يك آبريزگاه نيز در نظر گرفته شده بود .
-در بعضي آرامگاهها صندوق خانه ، گنجه ها و تاقچه ها ، سقف هاي منحني و ديوارهاي داراي نقاشيهاي افسون كننده ، چنان محيط زنده و پرباري از زندگي ايجاد مي كرد كه اين محيط زندگي كاملاً طبيعي احساس مي شد .
موميا چيست ؟
-موميا ، ماده اي است قهوه اي يا سياه رنگ كه در نتيجه ي اكسيد شدن هيدروكربن هاي نفتي « كه از كربن و هيدروژن تشكيل شده اند » در شكافها و شكستگيهاي طبقات زمين كه در مجاورت ذخاير نفتي زير زميني وجود دارند پيدا مي شود .
-موميا در حقيقت يك نوع قير طبيعي است كه غالباً مخلوط با شن و خاك مي باشد و بناباين نوعي آسفالت طبيعي است .
-موميا در 100 درجه حرارت ذوب مي شود .
-چگالي آن در حدود 2/1 گرم بر سانتيمتر مكعب است .
-در تركيب موميا علاوه بر هيدروكربن ، اكسيژن و نيتروژن « ازت » و گاهي گوگرد هم وجود دارد .
-از حل كردن موميا در روغن ماده ي نرم و خميري شكلي به دست مي آيد كه سابقاً بر روي پوست بدن در نقاط ضرب ديده مي ماليدند.
-اسامي ديگر موميا « موميايي » ، قير طبيعي ، زفت رومي ، قير معدني ، عرق الجبال ، زفت يا بس ، زفت البحر ، كفراليهود ، فقر اليهود و آسفالت معدني است.
در كوههاي فارس ، بهبهان و لرستان از شكافهاي سنگها بيرون مي آيد .
[iنوشيدن محلول آن در روغن ها و ضماد آن جهت شكستگي اعضاء و ضرب ديدگي مفاصل و پاره شدن زردپي و ماهيچه در طب قديم تجويز مي شد .
-در عصر صفويه موميايي فارس ممتاز بود و تمام محصول آن كه از كوهي نزديك جهرم به دست مي آمد متعلق به شاه بود . كه يا آن را مي فروخت و يا به رسم هديه براي حكّام و بزرگان و پادشاهان ديگر می فرستاد.

دلايل خستگي خود را مي دانيد؟ شايع ترين علت خستگي درازمدت افسردگي است. در اين موارد، خستگي ممكن است با اختلال هايي در خلق و روحيه، اشتها و خواب همراه باشد. از آنجا كه افسردگي ممكن است به شكلي خفيف و مخفيانه وجود داشته باشد، در هر فردي كه علت خاصي براي خستگي يافت نشد، بايد به فكر افسردگي بود. همچنين گاهي بعضي افراد، به خصوص دخترهاي جواني كه بيش از حد نگران وزن و ابعاد بدنشان هستند، به شكلي غيرعادي از خوردن غذا اجتناب مي كنند كه پيامد آن مي تواند سوءتغذيه و طبعاً خستگي باشد تشخيص علت خستگي هاي درازمدت نظر شما چيست ؟ آن را با گوش جان خريداريم ...
آرامش، هديه نوشيدنيهاي آرامبخش راههاي كسب آرامش متفاوت و متنوع است و يكي از اين روشها كه البته سابقه تاريخي طولاني نيز دارد، استفاده از داروهاي گياهي است. بسياري از داروهاي گياهي خاصيت آرامبخشي دارند و ميتوان از آنها به عنوان يك نوشيدني استفاده كرد. ما سعي ميكنيم در اين مطلب به چند نمونه از گياهان كه با دم نمودن آن و نوشيدن آن ميتوان لذت آرامش را احساس كرد، را معرفي كنيم. 1. چاي كوهي چاي كوهي يك نوشيدني آرامبخش براي رفع خستگي و داراي خاصيت ضد افسردگي است. چاي كوهي از تيره گياهان معطر و آرامبخش است. گل اين گياه كه به صورت سنبله از گلهاي ريز صورتي مايل به سرخ رنگ آن به دست ميآيد. اين گل در ميان كاسبرگهاي با رنگ سبز روشن و پشمالو قرار دارد و به همين جهت است كه در زبان آذري به آن توكليجه يا پشمالو ميگويند. خواص و شيوه مصرف چاي كوهي: چاي كوهي يك تقويت كننده قوي براي اعصاب است. اين گياه مفرح، نشاطانگيز و شاديآور بوده و داراي خاصيت ضد درد به ويژه دردهاي مفصل، رماتيسمي سردرد، سرگيجه و دردهاي عصبي است. مصرف اين گياه خستگي ذهني را برطرف ميسازد. علاوه بر اين چاي كوهي اشتهاآور است و در تنظيم اعمال گوارشي و تقويت كبد و هضم غذا بسيار مفيد است. طرز تهيه چاي كوهي: يك قاشق مرباخوري پر از چاي كوهي را در يك ليوان آب جوش ريخته و با قاشق خوب به هم بزنيد. آنگاه روي آن را با يك نعلبكي بپوشانيد و بگذاريد مدت 20 دقيقه بماند تا دم بكشد. سپس آن را صاف كنيد و با شكر ميل كنيد. اين چاي، يك نوشيدني خوشرنگ خوشمزه و دلچسب است كه در شبهاي سرد پاييزي و زمستان پس از يك روز كار و تلاش با ايجاد آرامش و رفع خستگي انرژي از دست رفته شما را باز ميگرداند. 2. نعنا نعنا آرام كننده سيستم عصبي است. نعنا گياهي است علفي با گلهايي به رنگ آبي كه انواع وحشي آن به فراواني در طبيعت يافت ميشود. مصرف اين گياه قدمت چندين هزار ساله دارد و قديميترين نسخه درماني اين گياه در ديوار معبد ادفو است كه پر از نسخه ها و دستوراتي به خط هيروگليف مصر باستان است. خواص نعنا: در ميان گياهان دارويي، نعنا داراي بالاترين اثر به عنوان ضد تشنجات عصبي است. نعنا سموم را از بدن ميراند. خون را صاف ميكند و داراي خواص ضد عفوني و ضد ميكروبي است. نعنا در تقويت اعصاب بسيار مفيد است. به علاوه اينكه دم كرده نعنا براي كاهش عصبانيت، به هم خوردگي سيستم سمپاتيك، صرع، سكسكه، خستگي و به همريختگي رنج ميبرند، مفيد است. ميزان مصرف و طرز تهيه: چاي نعنا را ميتوان روزي 2 الي 3 بار مصرف كرد. براي تهيه اين چاي ميتوان در هر بار يك مشت نعناي تازه و يا يك قاشق مرباخوري پودر خشك شده آن را در يك ليوان آب جوش ريخته و مانند چاي به مدت 10 دقيقه دم كنيد. سپس آن را صاف كنيد و ميل كنيد. همچنين براي از بين بردن طعم تلخ آن ميتوان چند قطره آبليمو تازه در آن ريخت و با كمي عسل مخلوط كرده و نوش جان كرد. 3. چاي پونه كوهي چاي پونه كوهي آرامبخش سردردهاي سينوزيتي است. پونه مانند نعنا علاوه بر مصرف خوراكي، كاربرد داروي نيز دارد. اين گياه يك آنتيبيوتيك قوي است و در درمان ناراحتيهاي دستگاه تنفس نقش مؤثري دارد. پونه خاصيت ضد سم، ضد درد، ضد تهوع، ضد اسهال دارد و در آرام ساختن دردهاي معده و روده كه ناشي از مسموميت است مؤثر است. مصرف چاي پونه در سردردهاي ناشي از سرماخوردگي به ويژه سينوزيت بسيار اثرگذار و آرام كننده است. ميزان مصرف و طرز تهيه چاي پونه: براي رفع سردرد و ديگر ناراحتيهاي عصبي ميتوان روزانه 3 تا 4 فنجان از چاي پونه را مصرف كرد. براي هر فنجان 1 قاشق مرباخوري از پودر برگهاي اين گياه را در آب جوش ريخته، به مدت 15 دقيقه دم كرده، سپس با كمي نبات يا شكر ميل كنيد. 4. چاي برگ بو برگ بو، آرام بخش گياهي است كه براي سردردهاي عصبي و ميگرني بسيار مفيد است. برگ بو درختي است به ارتفاع 2 تا 6 متر كه گاهي ارتفاع آن تا 10 متر هم ميرسد. گلهاي آن به صورت خوشهاي و به رنگ زرد مايل به سبز است. اين گياه داراي برگهاي سبز تيره رنگ و بسيار معطر است كه علاوه بر مصرف غذايي، داراي كاربرد دارويي در درمان بياشتهايي، برونشيت، دردهاي رماتيسمي در معده، تنظيم عادات ماهيانه خانمها كاربرد دارد. اين گياه داراي اثربخشي فوقالعاده در درمان دردها و ناراحتيهاي عصبي و تسكين سردردها به ويژه سردردهاي ميگرني است. ميزان مصرف و طرز تهيه چاي برگ بو: براي تهيه چاي برگ بو، ميتوانيد براي هر فنجان آن 5 گرم برگ بو را به مدت 15 دقيقه در آب جوش دم كرده و روزانه بعد از صرف هر وعده غذايي با عسل آميخته و بنوشيد. 5. چاي بابونه چاي بابونه بهترين آرامبخش دستگاه گوارش است. اين گياه همچنين اشتهاآور و تصفيه كننده خون است. همچنين در درمان ضعفها و خستگيهاي عمومي، آسم، تبهاي متناوب مفيد است. اين گياه داراي خاصيت ضد فشردگي عصبي است و به عنوان آرامبخش در سردردهاي عصبي و ميگرني كاربرد دارد. اندازه و طريقه صرف چاي بابونه: طريقه مصرف چاي بابونه همانند ديگر آرامبخشها است. چاي بابونه را ميتوان روزانه تا 3 فنجان مورد استفاده قرار داد. مقدار آن هم براي هر فنجان 1 قاشق غذاخوري از گل بابونه است كه بايد در آب جوش ريخته و مدت 15 دقيقه صبر كرد تا دم بكشد و بعد از هر غذا و يا قبل از خواب با كمي عسل آميخته و صرف كرد. 6. چاي تيول چاي تيول آرام بخش قلب و سردردهاي ميگرني و عصبي است. تيول درخت زيبايي است كه معمولاً در باغها، پارك و جنگل وجود دارد. دم كرده گل، برگ و دانه اين گياه يكي از رايجترين دم كردهها در طب گياهي قديم و جديد است. تيول خاصيت آرام كننده اعصاب و قلب، برطرف كننده تشنج، آرام كننده سردرد، سرگيجه و به ويژه سردردهاي ميگرني است. تحقيقات اخير نيز اثر پايين آورندگي فشار خون و ضد فشار خون بودن آن، همچنين آرامبخش اعصاب، تقويت قلب و نيز قدرت ؟؟آوري و تصفيه كنندگي آن را مورد تأييد و تأكيد قرار داده است. دم كرده تيول براي كساني كه به آرامش اعصاب و خواب ملايم احتياج دارند بسيار مفيد است. همچنين از آن براي مبارزه با بيخوابي و به هم خوردگي نظم خواب و خستگيهاي عضوي ميتوان استفاده كرد. اندازه و طريقه مصرف چاي تيول: چاي تيول را نبايد بيشتر از 2 بار در روز استفاده كرد و براي دم كردن آن 25 دقيقه زمان لازم است و مانند چايهاي گياهي ديگر آماده ميشود. براي هر فنجان از چاي تيول يك قاشق چايخوري تيول را در يك فنجان آبجوش ميريزند. نوشيدني شب بخير براي تهيه نوشيدني شب بخير، در يك فنجان شير خيلي داغ، دو قاشق قهوهخوري ملاس ميريزيد و به هم ميزنيد و آهسته، آهسته آن را بخوريد و بخوابيد. با نوشيدن اين آشاميدني گرم، احساس آرامش كرده و خيلي زود به خواب عميقي رفته و خوابهاي خوش ميبينيد.
غذاي سالم و به عبارت بهتر تغذيه سالم يکي از مهمترين و شايد اساسي ترين راه دستيابي به سلامت جسم است گرچه در ارتقاء سلامت روان نيز بي تاثير نيست.
هر كه هستید و هر كجا زندگی می كنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت كنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر كلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شك این ویژگی به دنیای اطراف شما نیزسرایت خواهد كرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های و یژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نكات زیر مقدماتی است كه به شما كمك می كند در این مسیر گام بردارید: 1) یاد بگیرید كه گاه مسائل را رها سازید. بدین معنا كه به هر مسئله ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فكر مسائل خود هستید و به مرور آنها می پردازید، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می كنید كه این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس درشما می گردد. بیاموزید كه با یك ذهن رها و آزاد زندگی كنید. این امر به شما كمك می كند كه با هر محرك كوچك و یا مانع جزئی آشفته نشوید. 2) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید. اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشكلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت . 3) مثبت اندیش باشید. اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می تواند بی فایده و بی ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است . 4) نسبت به انتظارات و برنامه ریزی های خود واقع بین و منطقی باشید. توانایی های خود را در موقعیت های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانایی ها و ضعف های خود واقع بین باشید. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت 5) نسبت به انسان ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار كنید. شما می توانید از دوستان، هم اتاقی ها و هم كلاسی های خود شروع كنید. یاد بگیرید كه آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، درمقابل ضعف های آنها صبور باشید وخطاها و اهمال كاری هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید كرد . 6) معنای فداكاری را لمس كنید. دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال كنید. به افراد بی پناه ، یتیم و فقیر كمك كنید. برای آنهایی كه خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنكه منتی بر آنها نهید تكیه گاهشان باشید. هرچقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد . 7) افكار خود را بازسازی كنید. در افكار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری كنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هرگونه ترس و تردید غیرمنطقی كه در مورد خود دارید، كنار بگذارید. اگردیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت كه خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید
مجموعه ای از علائم چشمی و بینایی است كه بر اثر كار با كامپیوتر ایجاد می شود . تقریباً 4/3 كسانیكه زیاد با كامپیوتر كار می كنند گرفتار این علائم هستند. به نظر می رسد با فراگیرتر شدن بكارگیری كامپیوتر در محل های كار و حتی در خانه ها تعداد كسانیكه ازCVS رنج می برند رو به افزایش باشد.
چشم انسان حروف چاپی را بهتر از حروف نمایش داده شده بر روی مانیتور می بینند. علت این امر این است كه حروف چاپی كنتراست بیشتری با صفحه سفید زمینه داشته و لبه های آنها واضح تر است حال آنكه در مورد صفحه مانیتور چنین نیست و لبه ها به وضوح حروف چاپی نیستند بلكه حروف از یك مركز با كنتراست بالا شروع شده و به تدریج كم رنگ تر می شوند و پس از تبدیل به خاكستری كمرنگ ناپدید می گردند. بنابراین لبه های حروف بر روی صفحه مانیتور وضوح حروف چاپی را ندارد.
یكی از مهمترین دلایل خشكی و سوزش چشم هنگام كار با كامپیوتر كاهش میزان پلك زدن است بطوریكه افراد هنگام كار با كامپیوتر تقریباً 1/5 حالت عادی پلك می زنند. این مساله به همراه خیره شدن به صفحه مانیتور و تمركز بر روی موضوع كار سبب می شود تا پلك ها مدت بیشتری باز بمانند و در نتیجه اشك روی سطح چشم سریعتر تبخیر می شود.
1- سعی كنید بطور ارادی پلك بزنید. این كار سبب می شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود.
در صورتیكه مشكل شما شدید باشد می توانید از قطره های اشك مصنوعی استفاده كنید.
2- مركز مانیتور باید حدود 10 تا 20 سانتیمتر پایین تر چشمان شما باشد. این وضعیت علاوه بر اینكه باعث می شود
پلك ها پایین تر قرار گیرند و سطح كمتری از چشم در معرض هوا باشد، از خستگی گردن و شانه ها نیز می كاهد.
در این موارد هم باید مانیتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلی را نسبت به میزكار تنظیم كرد بطوریكه ساعد شما هنگام كار باkeyboard موازی با سطح زمین باشد.
3- مانیتور خود را طوری قرار دهید كه نور پنجره یا روشنایی اتاق به آن نتابد، هنگام كار با كامپیوتر سعی كنید پرده ها را بكشید و روشنایی اتاق را نیز به نصف وضعیت معمولی كاهش دهید. اگر از چراغ مطالعه بر روی میز خود استفادهمیكنید آن را طوری قرار دهید كه به صفحه مانیتور یا چشم شما نتابد. همچنین می توانید از صفحه های فیلتر نیزبر روی صفحه مانیتور استفاده كنید. تابش نور به صفحه مانیتور سبب كاهش كنتراست و خستگی چشم می شود. این مساله بخصوص زمانیكه زمینه صفحه تیره باشد شدیدتر خواهد بود.
4- به چشمان خود استراحت دهید. سعی كنید هر 5 تا 10 دقیقه چشم خود را ازمانیتور برداشته و به مدت 5 تا 10 ثانیه به نقطه ای دور نگاه كنید، این كار سبب استراحت عضلات چشم می شود. همچنین به شما وقت می دهد پلك بزنید و سطح چشم شما مرطوب شود.
5- اگر مجبورید كه متناوباً به یك صفحه نوشته و مانیتور نگاه كنید (خصوصاً در مورد تایپیست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زیرا باید تطابق خود را تغییر دهد. برای جلوگیری از این مساله سعی كنید صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانیتور قرار دهید. برای اینكار می توانید ازCopyholder استفاده كنید.
6- فاصله مانیتور با چشمان شما باید 50 تا 60 سانتی متر باشد.
7- روشنایی و كنتراست مانیتور خود را تنظیم كنید. میزان روشنایی مانیتور باید با روشنایی اتاق هماهنگی داشته باشد. یك روش برای تنظیم روشنایی مانیتور ایناست كه به یك صفحه وب با زمینه سفید (مثل این صفحه) نگاه كنید. اگر سفیدی صفحه برای شما مثل یك منبع نور است روشنایی مانیتور زیاد است و باید آن را كم كنید. در مقابل، اگر صفحه كمی خاكستری به نظر می رسد روشنایی را زیاد كنید. در مجموع روشنایی باید در حدی باشد كه چشمان شما احساس راحتی كنند. كنتراست مانیتور باید حداكثر باشد تا لبه حروف بیشترین كنتراست را با نوشته خود پیدا كند.
8- مشخصات دیگر مانیتور خود را تنظیم كنید، كیفیت نمایش تصاویر بر روی مانیتور به سه عامل بستگی دارد:Resolution،Refresh Rate وDot Pitch.
Refresh Rate نشاندهنده فركانس تجدید تصویر بر روی مانیتور است. فركانس پایین می تواند برای چشم
خسته كننده باشد و فركانس های خیلی پایین سبب پرش تصویر می شوند. بهترینRateRefresh حدود 70 هرتز یا بیشتر است. Resolution یا وضوح تصویر كه بهRateRefresh نیز بستگی دارد به تراكم پیكسل های تصویر
بر روی مانیتور گفته می شود. هر چه تعداد پیكسل ها بیشتر باشد جزئیات بیشتری از تصویر دیده می شود. بطور كلی
هر چهResolution بیشتر باشد بهتر است ولی باید به RateRefresh نیز توجه داشت. گاهیResolution بالاRateRefresh پایین دارند بنابراین باید وضعیتی را انتخاب كرد كه هر دو بیشترین تعداد را داشته باشند.
9-Dot pitch برsharpness تصویر موثر است و هر چه عدد آن كمتر باشد تصویرSharpتر است. بیشتر مانیتورها Dot pitch بین 25/0 تا 28/0 میلی متر دارند. 28/0 میلی متر یا كمتر عدد مطلوب است.RateRefresh وResolution را در ویندوز می توانید در Properties Display تنظیم كنید ولیDot pitch قابل تنظیم نیست.
10- اگر علی رغم رعایت توصیه های گفته شده بازهم دچار علائمCVS هستید می توانید از عینك های مخصوص استفاده كنید زیرا گاهی مشكل در دید متوسط است. ما بطور معمول كمتر از دید متوسط استفاده می كنیم زیرا بیشتر اوقات یا اشیاء دور را نگاه می كنیم و یا اشیاء نزدیك. ولی مانیتور كامپیوتر دقیقاً در فاصله ای از چشم قرار می گیرد كه مربوط به دید متوسط است. اگر شما عینكی هستید عینك شما به احتمال زیاد برای كار با كامپیوتر مناسب نیست زیرا دید متوسط را اصلاح نمی كند. برای دریافت عینك مناسب كامپیوتر به چشم پزشك مراجعه كنید.
11- هنگام كار با كامپیوتر سعی كنید گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب دهید. قوز كردن هنگام كار طولانی با كامپیوتر سبب دردهای گردن و شانه ها می شود. اگر پشتی صندلی شما قابل تنظیم است آن را طوری تنظیم كنید كه كاملاً به پشت شما بچسبد. همچنین ارتفاع صندلی خود را طوری تنظیم كنید كه كف پاها روی زمین قرار داشته و زانوی شما در زاویه 90 درجه قرار داشته باشد.keyboard وMouse باید پایین تر از آرنج و نزدیك دستان شما قرار داشته باشد.
و نهایتاً اینكه: اگر همچنان بر اثر كار با كامپیوتر دچار مشكلات چشمی هستید بهتر است به یك چشم پزشك مراجعه كنید.
هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت ! مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند ! هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ! - اغلب مارها 6 رديف دندان دارند ! وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد ! قلب ميگو در سر آن واقع است ! ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند ! حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است ! دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند ! آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ! با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد ! فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است ! زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود ! در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد ! گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است ! براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم ! كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند ! فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد ! قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي زند ! ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت ! در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور 4 ميليون نفر بود ! قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است ! جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند ! مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد ! 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است ! چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند ! آب دريا بهترين ماسك صورت است ! سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت ! آيا ميدانستي که آب در نيمکره جنوبي بيشتر از نيمکره شمالي ست ، به عبارت ديگر هشتاد و يک درصد نيمکره جنوبي و شصت و يک درصد نيمکره شمالي را آب پوشانده است. آيا ميدانستي که عمر گلبولهاى سفيد حداکثر دويست روز است. بد نيست بدانيم که تعداد گلبولهاى سفيد در بدن يک انسان بالغ به سي و پنج ميليارد ميرسد. آيا ميدانستي که درجه حرارت کره ماه بين منفي صد و پنجاه درجه سانتيگراد در شب و مثبت صد درجه سانتيگراد در روز متغير است. آيا ميدانستي که هفتاد درصد جمعيت ايران زير سي سال ميباشد. بد نيست بدانيم که ايران جوانترين جمعيت دنيا را دارد. آيا ميدانستي که اولين خط راه آهن به سال هزار و دويست و شصت و پنج شمسي بين تهران و رى توسط يک شرکت بلژيکي در زمان ناصرالدين شاه قاجار ساخته شد و طول آن به هشت هزار و هفتصد متر ميرسيد.
نقص سيستم ايمني گاهي بخاطر ناهنجاريهايي بوجود ميآيد كه ژنتيك نيستند و در طول زندگي كسب ميشوند (اکتسابی). شايعترين دلايل نقص ايمني اكتسابي و چگونگي ايجاد نقص در پاسخ ايمني در جدول زير آورده شده است. آلودگي با ويروس نقص ايمني اكتسابي ----------> كاهش CD4+ helper T cells سوء تغذيه پروتئين – كالري ----------> اختلال متابوليك باعث جلوگيري از عملكرد و بلوغ لنفوسيتها ميشود راديوتراپي و شيمي درماني براي سرطانها ----------> كاهش پيشسازيهاي لنفوسيت مغز استخوان گسترش (متاستاز) سرطان به مغز استخوان ----------> كاهش جايگاههاي نمو لنفوسيتها برداشت طحال (اسپلنكتومي) ----------> كاهش فاگوستيوز ميكروبها تخمين زده ميشود بيش از 35 ميليون نفر در جهان HIV+ باشند و سالانه 3-2 ميليون نفر به اين دليل ميميرند. - HIV جزء رترو ويروس ها است (Retrovirus) كه سلولهاي سيستم ايمني، خصوصاً CD4 T- lymphocytes را مبتلا ميكند و منجر به تخريب اين سلولها ميشود. - HIV حاوي 2 رشته RNA ويك پروتئين مركزي است. كه توسط غشاء چربی ((Lipid envelop كه از سلولهاي ميزبان آلوده گرفته شده٬ احاطه شده است. چرخه زندگي HIV شامل مراحل زير است: 1- آلوده كردن سلولها 2- توليد DNA ويرال و اتصال آن به ژنوم ميزبان 3- بيان ژنهاي ويروس 4 - توليد قطعات ويروسي HIV بوسيلة گليكوپروتئين اصلي خود كه gp120 نام دارد به CD4 و گیرنده هاي خاصي (CXCR4, CCR5) در سلولهاي انساني متصل ميشوند. و سلولها را آلوده ميكند. بنابراين ويروس، تنها سلولهايي را آلوده ميكند كه CD4 و اين گیرنده ها را داشته باشند. سلولهاي اصلي كه به وسيلة HIV آلوده ميشوند CD4+ T lymphocyte هستند كه البته ماكروفاژها و سلولهاي دندرتيك هم بوسيلة ويروس آلوده ميشوند. بعد از اتصال به گیرنده هاي سلولي، غشاء ويروس با غشاء سلول ميزبان يكي شده و ويروس دارد ستيوپلاسم سلول ميشود، RNA ويروس آزاد شده و يك DNA بوسيلة آنزيم Reverse Transcriptase از روي RNA ويروس منتشر ميشود و DNA ساخته شده كه provirus ناميده ميشود به DNA ميزبان متصل ميشود. اگر سلول آلوده شده T cell) يا ماكروفاژ يا سلول دندريتيك) بوسيلة تحريكات خارجي (مثلاً عفونت ميكروبي) منجر به ساخت ((Transcription بسياري از ژنهاي خود و توليد مواد خاصی (ستيوكاينها) ميشود. متأسفانه، نتيجه اين روند طبيعي منجر به ستيوكاينها و فعال شدن روند (پروسه) سلولي ميشود كه ممكن است provirus را فعال كند كه منجر به توليد RNA ويروسي و بدنبال آن پروتئينها شود. اكنون ويروس ميتواند يك Particle كامل بسازد كه به غشاء سلول ميزبان مهاجرت كرده و غشاء ليپيدي مورد نيازش را از ميزبان ميگيرد و آماده آلوده كردن سلول ديگر است ]توليد ويروس منجر به تحريك سلول آلوده شده ميشود.[ ممكن است provirus براي ماهها يا سالها از سيستم ايمني بيمار مخفي باقي بماند (حتي با درمانهاي Anti viral) - اغلب موارد ايدز بدليل HIV-1 ايجاد ميشود. تنها برخي از بيماران به HIV-2 آلوده هستند. (برای آگاهی از انواع HIV اینجا را کلیک کنید.) راههاي انتقال HIV : تماس جنسي – سرسوزن آلوده (مثلاً در معتادان تزريقي) – از مادر مبتلا به جنين – انتقال خون يا محصولات خون آلوده كاهش CD4+ T lymphocytes بدنبال تكثير ويروس طي آلودگي با HIV منجر به تضعيف سيستم ايمني ميگردد بلافاصله پس از آلودگي با HIV ٬ بخاطر انتشار اولیه ویروس در خون (ويرمي اوليه) منجر به يك بيماري حاد خفيف شامل تب و بيحالي ميشود كه اين حالت پس از چند روز فروكش ميكند و بيماري وارد فاز نهفته باليني ميشود. طي اين فاز نهفته، لنفوسيتها و بافت لنفاوي بطور پيشروندهاي تخريب ميشوند و هنگاميكه تعداد CD4+ T lymphocytes به كمتر از 200 عدد در ميلمتر مكعب برسد (تعداد نرمال حدود 1500 سلول در هر ميليمتر مكعب است) بيمار نسبت به عفونتها آسيب پذير ميشود و گفته ميشود كه بيمار به AIDS مبتلا شده است. - تظاهرات باليني و پاتولوژيكي Full – Blown AIDS نتيجة آسيب پذيري به عفونتها و برخي سرطانها بدنبال نقص ايمني است. - بيمار معمولاً با ميكروبهای داخل سلولی (همانند ويروسها، پنوموسيستيس كاريني و ميكو باكتريهاي آتيپيك) آلوده ميشوند كه همگي توسط لنفوسیتهای T از بین میروند (T- cell mediated immunity ). لازم به ذكر است كه اين عوامل افراد با سيستم ايمني نرمال را آلوده نميكنند و فقط افراد با نقص ايمني را آلوده ميكنند اين چنين عفونتهایی را "عفونتهای فرصت طلب" (opportunistic) گويند. بيماران مبتلا به ايدز، نقص پاسخ ایمنی سلول کش [ cytolytic T lymphocyte (CTL) ] در برابر ويروسها را نشان ميدهند اگرچه HIV لنفوستهاي CD8+ را آلوده نميكند بنظر ميرسد نقص پاسخ CTL بخاطر نقص CD4+ helper T – cells (هدف اصلي HIV) است كه براي عملكرد CD8+ CTL در برابر عوامل ويرال نياز است. بيماران مبتلا به ايدز در برابر ريسك بالايي از عفونتهاي باكتريایی خارج سلولی (اکسترا سلولار) قرار دارند كه دليل آن نقص پاسخ آنتي بادي وابسته به لنفوسيت T – helper در برابر عوامل باكتريال ميباشد. بيماران همچنين در برابر سرطانهايي كه بوسيلة oncogenic viruses ايجاد ميشوند حساس هستند دو نوع شايع از اين سرطانها عبارتند از B- cell lymphoma بدليل EBV و ديگري Kaposi's sarcoma بدليل يروس هرپس - در برخي بيماران مبتلا به ايدز، زوال حافظه dementia) یا دمانس) ايجاد ميشود كه بنظر ميرسد بدليل عفونت ماكروفاژهاي موجود در مغز (ميكروگليا) باشد. - پاسخ ايمني در كنترل گسترش HIV و اثرات پاتولوژيكش غير موثر است فرد مبتلا در برابر عوامل ويرال، آنتي بادي و CTL ايجاد ميكند كه در محدود كردن acute HIV syndrome كمك ميكند آنتي باديها بر عليه گليكو پروتئينهاي envelop مثل gp 120 ممكن است غير موثر باشد چونكه ويروس به سرعت در منطقة gp120 ( كه هدف اكثر آنتي باديهاست) جهش (موتاسيون) ايجاد ميكند CTL در كشتن سلولهاي آلوده اغلب غير موثر است. چونكه ويروس از بيان مولكول MHC-I بوسيله سلول آلوده ممانعت ميكند. - پاسخ ايمني به HIV ممكن است بصورت پارادوكسيكال منجر به گسترش عفونت گردد. قطعات ويروسي پوشيده شده با آنتي بادي ممكن است به fc receptors روي ماكروفاژها و فوليكولار دندريتيك سلها در ارگانهاي لنفوئيد باند شود كه منجر به ورود ويروس به اين سلولها و ايجاد منبع عفونت ميگردد. اگر CTL قادر به تخریب سلولهاي آلوده باشد منجر به آزاد شدن پارتيكهاي ويروسي و آلوده شدن سلولهاي بيشتري ميشود و البته ويروس با آلوده كردن سلولهاي ايمني و تداخل با عملكرد آنها قادر به ممانعت از نابودي خود خواهد بود. اصول برخورد و مراقبت: 1 ) مشاوره در ابتدا ذكر اين نكته بسيار حائز اهميت است كه با توجه به انگ ناشي از اين بيماري و برخوردهاي اجتماعي و خانوادگي احتمالي با افرادآلوده به HIV حتي در ممالك پيشرفته، اعلام آلودگي به بيمار بايد حتماً پس از قطعي شدن تشخيص و بدنبال انجام مشاوره و آماده سازي رواني باشد . در صورتي كه فرد داراي يك آزمايش الايزاي مثبت است بايد تا انجام آزمايش وسترن بلات و قطعي شدن تشخيص ، مشاوره انجام شده تحت نظر قرار بگيرد. اگر آزمون الايزا در فرد با رفتار پرخطر منفي بود پس از انجام مشاوره لازم ، 3 تا 6 ماه بعد دوباره درخواست الايزا تكرار مي شود . چنانكه آزمون وسترن بلات مجدداً منفي باشد به احتمال زياد الايزا مثبت كاذب بوده ، بهتر است با يك متخصص عفوني مشورت شود. لازم به ذكر است .پس از مسجل شدن آلودگي ابتدا بايد مشاوره موثر توسط فرد دوره ديده انجام شودبا مشاوره بايد به فرد در خصوص پذيرش وضعيت كنوني و ديد زندگي كمك كرد . مشاوره و اعلام نتايج آزمايشات بايد در محيطي كاملا خصوصي و بدون حضور ديگران انجام شود. پس از پذيرش آلودگي توسط فرد، بايد درصورت رضايت فرد، با همسر وي نيز مشاوره انجام شود[1]. مشاوره با همسر وي از لحاظ پذيرش فرد درخانواده، سير بيماري ، نحوه انتقال آلودگي خصوصاً راههاي انتقال جنسي همچنين راههاي پيشگيري و نحوه صحيح استفاده از كاندوم بايد توضيح داده شود. درصورت عدم رضايت اوليه فرد مبتلا، مشاوره هاي مكرر درجهت جلب رضايت مبتلا بايد انجام شود. در صورتيكه فرد مجرد بوده و با خانواده زندگي مي كند مشاوره با خانواده تنها درصورت رضايت و نياز فرد به حمايت هاي باليني و غيره صورت ميگيرد. در اين صورت مشاوره در خصوص اهميت پذيرش فرد آلوده در كانون خانوادگي و دادن اطمينان در مورد عدم انتقال آلودگي در اثر همزيستي با آنان ونيز توضيح در خصوص سير بيماري و نحوه انتقال آلودگي بايد مدنظر قرار گرفته و انجام آزمون HIV در صورت وجود يا شك به رفتارهاي پرخطر توصيه ميشود . دقت به اين موضوع بسيار حائز اهميت است كه مشاوره با خانواده و همسر فرد آلوده به منظور افزايش همكاري، كاهش تنش و حفظ كانون خانوادگي انجام مي شود . پس از انجام مشاوره بايد براي همسر فرد آلوده درخواست آزمون الايزا و در صورت مثبت بودن وسترن بلات انجام گردد چنانچه آزمونها منفي بود تكرار آن هر 6 ماه توصيه مي گردد . در صورت مثبت بودن آزمايش مادر، كليه كودكان زير 10 سال تست شوند .كودكان بزرگتر در صورت وجود يا شك به رفتارهاي پرخطر بايد يك بار تست شوند. انجام مشاوره و آموزش افراد آلوده به HIV در هر بار ويزيت تعيين شده الزامي است . 2 ) بررسي باليني و آزمايشات لازم : پس از انجام مشاوره با افراد آلوده و جلب اعتماد و همكاري بيمار ، پزشك بيمار را بدقت معاينه نموده ، يافته هاي تشخيصي در معاينات را در فرم بررسي باليني HIV/AIDS ثبت مي نمايد. آزمايشاتي كه در اولين ويزيت افراد درخواست ميشود عبارتند از: [2] · CBC. diff-ESR- PLT,TLC براي بررسي كم خوني – وضعيت پلاكتها (كه مي تواند در جريان بيماري يا عوارض دارويي كاهش يابد) – شمارش كل لنفوسيتها ( TLC ) به عنوان وســـيله اي مناســـب براي شروع و پايش درمان درمواردي كه امكانات آزمايشــگاهي محــدود است و نوتروفيلها (براي بررسي احــــتمال نوتروپني) هر شش ماه يك بار تكرار شود .محاسبه شمارش كل لنفوسيت ها ترجيحا هر سه ماه يك بار به روش زير محاسبه ميگردد: شمارشWBC * شمارش لنفوسيت ها 100 · ,HCVAb[3] ,Toxo-Ab ,HBs Ag,VDRL, FTA-abs[4] دربدو تشخيص عفونت HIV تنها يك بار، انجام شوند . در صورت منفي بودن آزمون هپاتيت B واكسيناسيون براي فرد آلوده انجام شود .در صورت منفي بودن آزمايش VDRL سالانه تكرار ميشود. · CXR و اسمير خلط (در صورت وجود علائم ويا خلط) يك بار در ويزيت اول و بعد بر حسب مورد · تست پوستي توبركولين در ويزيت اول و درصورت منفي بودن ، سالي يك بار · تست pap smear يك بار انجام ميشود. درصورتيكه نتيجه پاپ اسمير علائم التهابي نشان ندهد، شش ماه بعد مجددا تكرار و سپس در صورت سالم بودن سالانه توصيه ميشود. درصورت مثبت بودن، انجام كولپوسكوپي توصيه ميشود. نكته: ويزيت و معاينه باليني در افراد بدون علامت (كه به مرحله ايدز نرسيده) هر سه تا شش ماه(ترجيحا هر سه ماه) و در بيماران علامت دار و ايدز، هرماهه انجام ميشود. بديهي است در صورت بروز هرگونه اختلال آزمايشات مربوطه درخواست گردد. به عنوان مثال در صورت شك به ميوزيت ( عارضه زايدوودين) آزمايش CPK انجام شود. · شمارش لنفوسيت هاي CD4+ ، با روش فلوسيتومتري در افراد آلوده به HIV و بدون علامت، هر سه ماه يك بار[5]چك شود . كاهش در ميزان لنفوسيتهاي CD4 + به كمتر از /ml200 ، براي افراد آلوده يكي از معيارهاي ورود به مرحله بيماري ايدز و نيز شروع درمان ضدرتروويروسي و همچنين داروهاي پيشگيري در برابر بعضي عفونتهاي فرصت طلب مانند پنوموسيستيس كاريني ميباشد . لذا چنانچه اين ميزان بالاي /ml200 بود تكرار تست هر يك سال توصيه ميشود.درصورتيكه اين ميزان كمتر از ml/200 باشد ،براي افرادي كه تحت درمان ضدرتروويروسي هستند، انجام فلوسيتومتري هر سه ماه يك بار و درغير اينصورت هر يك سال يك بار توصيه مي گردد . بايد توجه داشت كه تعيين ميزان لنفوسيتهاي CD4+ احتياج به دقت و مهارت فرد آزمايش كننده داشته و نمونه بايد ظرف 6 ساعت براي انجام اين آزمايش ارسال شود. با توجه به در دسترس نبودن فلوسيتومتري در اكثر شهرستانهاي ايران يكي از معيارهاي تعيين سطح ايمني ميتواند سنجش تخميني تعداد كل لنفوسيتها باشد .در صورتيكه تعداد كل لنفوسيت ها بيش از 1200 باشد وجود لنفوسيتهاي CD4+ بصورت تقريبي بالاي 200 عدد و در صورتيكه تعداد كل لنفوسيتها زير 1200 باشد احتمالاً لنفوسيتهايCD4+ بصورت تقريبي زير 200 تخمين زده مي شود . توجه: در صورت وجود شرح حالي از: - تماس نزديك اخير با فرد اسمير خلط مثبت ، - سابقه تست توبركولين مثبت ( بيش از 5 ميليمتر) بدون درمان مناسب - علائم راديولوژيك دال بر سل قديمي ، بدون سابقه درمان شروع درمان پيشگيري ، صرف نظر از مرحله بيماري، سن، نتيجه تست توبركولين، توصيه ميشود. چنانچه تست توبركولين منفي باشد، سالانه تكرار گردد .در افرادي كه تحت درمان كامل پيشگيري قرار گرفته اند كنترل بلافاصله تست توبركولين ضرورتي نخواهد داشت. در صورت مثبت بودن تست توبركولين، نكته بسيار مهم، رد سل فعال است. با توجه به ميزان بالاي سل اسمير منفي و خارج ريوي و همچنين نوع نماي CXR در افراد مسلول آلوده به HIV ، دقت در تشخيص بيماري سل حائز اهميت خواهد بود . براي اين مهم علاوه بر CXR وسه نوبت اسمير خلط بهتر است از بيمار يك نوبت كشت خلط نيز گرفته شود . چنانچه يافته مثبتي مشاهده نشد بر حسب وجود علائم در ساير ارگانها بررسي سل خارج ريوي انجام شود و در صورتيكه نكته مثبتي براي اثبات سل خارج ريوي نيز وجود نداشت آنگاه براي بيمار با توجه به تست توبركولين مثبت و رد سل فعال در صورتي كه بيمار تاكنون درمان پيشگيري مناسب و كافي دريافت نكرده باشد ، شروع درمان پيشگيري سل توصيه ميگردد . در حال حاضر يكي از دو روش زير براي پيشگيري TB در بيماران پرخطر ،توصيه ميگردد: 1. ايزونيازيد 300 ميليگرم روزانه به مدت يكسال. (اين رژيم براي بيماراني كه تحت درمان ضدرتروويروسي هستند توصيه ميشود) 3. ايزونيازيد 300 ميلي گرم روزانه + ريفامپيسين 600 ميليگرم روزانه به مدت سه ماه .(براي بيماراني كه تحت درمان ضدرتروويروسي نيستند توصيه ميشود.) بايد در نظر داشت كه شروع بجا و به موقع داروي پيشگيري سل بيش از 90% در جلوگيري از ابتلاء به سل فعال مؤثر است. همچنين براي پيشگيري از بروز عوارض نوروپاتي محيطي در كساني كه ايزونيازيد مصرف مي كنند ،تجويز روزانه 50 ميلي گرم پيريدوكسن توصيه مي شود . ب ) پنوموني پنوموسيستيس كاريني (P CP ) : در موارد زير پيشگيري براي PCP ،ضرورت مي يابد : 1. تعداد لنفوسيتهاي CD4+ زير 200 2. كانديديازيس غير قابل توجيه دهاني – حلقي 3. تب مداوم بدون توجيه 4. سابقه PCP قبلي 5. تحليل منتشر بدن CDC AIDS case definition for surveillance of adults and adolescents استراتژيهاي درمان و واكسيناسيون : هدف درمان فعلي ايدز، كنترل تكثير HIV و عوارض عفوني بيماري است. در مراحل اوليه عفونت داروهايي كه فعاليت آنزيمهاي viral Reverse transcriptase و پروتئاز وintegrase را مهار ميكنند تجويز ميشوند كه نتايج قابل توجهي دارند. اين درمان HAART (Highly active anti-retroviral therapy) ناميده ميشود، كه گران قيمت است و efficacy درازمدت آن شناخته شده نيست . ويروس با انجام موتاسيون به اين سلولها مقاوم ميشود. و درمان دارويي منابع نهفته ويروس را نابود نميكند. - كنترل جهاني HIV نياز به توليد واكسن موثر دارد. تلاش براي استفاده از gp120 بعنوان آنتي ژن براي توليد واكسن موفقيت مستمري نداشته است شايد بدليل توانائي ويروس براي موتاسيون gp120 باشد. روشهاي تجويز دارو براي پيشگيري PCP : الف ) تريمتوپريم – سولفا متوكسازول (دو قرص بزرگسال 80/ 400 ، روزانه ويا سه بار در هفته) تا زماني كه شمارش سلولهاي CD4+ بين 100 و 200 است روزانه يك قرص و زماني كه شمارش اين سلولها به زير 100 افت كند، روزانه دو قرص توصيه ميشود.) ب ) داپسون (50 ميليگرم خوراكي روزانه ) + پريمتامين (50 ميليگرم خوراكي هفتگي ) + فولينيک اسيد 20-10 ميلي گرمي ج ) داپسون (100 ميليگرم خوراكي روزانه ) توجه :هر يك از روشهاي فوق درصورت عدم دسترسي به فلوسيتومتري، بايد تا آخر عمر ادامه يابد .در صورت دسترسي به فلوسيتومتري شش ماه بعد از افزايش تعداد سلولهاي CD4+ به بالاي 200، مي توان درمان پيشگيري PCP را قطع كرد . 4- واكسيناسيون : الف )واكسيناسيون بزرگسالان (افراد بالاي 18 سال ) آلوده به HIV 1- واكسن ديفتري ،كزاز (Td ) با نوبت هاي صفر ،1-2 ماه و 6-12 ماه در صورتي كه در 10 سال اخير تزريق نشده باشد يا وضعيت واكسيناسيون مشخص نباشد . در صورتي كه بيمار قبلاً يك دوره واكسيناسيون را كامل كرده ، هر10 سال يك دوز تقويت كننده ( (booster تجويز شود . 2- واكسن پنوموكك در صورتي كه قبلاً تلقيح نشده باشد .بدون توجه به ميزان CD4 و مرحله بيماري ،يك نوبت تلقيح شود . 3- واكسن هپاتيت ب با نوبت هاي صفر و 1 و 6 در صورتي كه آزمايشهاي HBsAg منفي باشد .(در اولين ويزيت افراد آلوده به HIV ضمن دريافت نمونه خون براي تست سرولژي، اولين دوز واكسن تزريق گردد.) 4- واكسن آنفلونزا در شروع پاييز هر سال ب ) واكسيناسيون در نوزادان و كودكان متولد از مادر آلوده به HIV براساس جدول جديد واكسيناسيون كشوري: نام واكسن سن BCG, OPV , Hep B بدو تولد DTP ,OPV ,Hep B ,Hib[6] دو ماهگي DTP ,OPV , Hib چهارماهگي DTP ,OPV, Hep B, Hib شش ماهگي MMR يك سالگي DTP ,OPV , Hib 18 ماهگي Pneumovacc آخر دو سالگي DTP ,OPV, MMR 6-4 سالگي * توجه : · منظور از دوماهگي، از دوماه تا دوماه و 29 روز است و منظور از يكسالگي، از يك سال تا يك سال و 11 ماه و 29 روز است. · Td هر ده سال تكرار شود. - MMR وOPV در شش سالگي در صورتي كه شمارش سلولهاي CD4+بيش از 15% يا بالاي 200 باشد و يا بدون علائم ايدز باشد صورت گيرد. واكسن سرخك در كودكان كمتر از يك سال فقط باCD4 بيشتر از 1500 يا بدون علائم باليني ايدز، تجويز گردد . · هيج واكسن زنده (BCG ،MMR ،آبله مرغان وOPV) در افرادي كه در مرحله ايدز هستند تلقيح نشود . · تمام كودكان متولد شده از مادران آلوده به HIV، بايد واكسيناسيون معمول را انجام دهند و انجام واكسيناسيون نبايد تا مشخص شدن وضعيت ابتلاء به HIV به تعويق افتد · بر اساس توصيه WHOواكسن OPV در كشورهاي در حال توسعه ونيز كشورهايي كه پوليوي وحشي ريشه كن نشده است همچنان توصيه مي شود .لازم به توضيح است كه در هزاران كودك متولد شده ازمادران آلوده به HIV كه واكسن OPV را دريافت كرده اند تاكنون هيچ مورد پوليوميليت پاراليتيك مربوط به واكسن گزارش نشده است . · واكسن پنوموكك 23 ظرفيتي بايد به تمام كودكان در سن دو سالگي و به كودكان بزرگ تر در زمان تشخيص عفونت HIV تزريق شود . 5. پيشگيري انتقال از مادر به كودك: الف )نحوه برخورد با زن باردار آلوده به HIV : از آنجا كه ريسك انتقال آلودگي از مادر بارداري كه تحت درمان پيشگيري با داروهاي ضدرتروويروسي قرار نميگيرد، به كودك حدود 30%-25% است، شناسايي هرچه بيشتر زنان و/يا مادران بارداري كه سابقه خطر مثل سابقه زندان، اعتياد تزريقي، رفتار جنسي پرخطر در خود يا همسر دارند و نهايتا ارائه خدمات پيشگيري براي آنها از اهميت زيادي برخوردار است. روي هم رفته توصيه ميشود كه زنان آلوده به HIV باردار نشوند و در صورت بارداري توصيه به ختم بارداري ميشود و درصورتيكه مادر باردار علي رغم مشاوره و آگاهي لازم اصرار به ادامه بارداري داشته باشد، بايد براي وي با هر ميزان از CD4 كه داشته باشد، درمان پيشگيري با سه داروي ضدرتروويروسي موجود مد نظر قرار گيرد . در صورت پيشرفته بودن بيماري و رضايت مادر )در خصوص عوارض احتمالي داروها بر جنين( ، تجويز دارو از همان ابتداي بارداري و در غير اين صورت، از هفته14 بارداري به بعد (كه احتمال اين عوارض بسيار كاهش مي يابد) شروع شود . بايد درنظر داشت كه درميان داروهاي ضدرتروويروسي، داروي افاويرنز[7]، به دليل احتمال تراتوژن بودنش، در زنان باردار ممنوعيت مصرف دارد، همچنين از استفاده همزمان استاوودين (d4T ) و ديدانوزين (ddI ) به دليل احتمال بيشتر بروز لاكتيك اسيدوز، در زمان بارداري بهتر است كه پرهيز شود. اين درمان پيشگيري تا زمان زايمان و در حين زايمان ،ادامه مييابد. شروع فوري درمان پيشگيري در اولين ويزيت مادر باردار حتي اگر اين ويزيت در حين زايمان باشد، توصيه ميشود. هدف از درمان پيشگيري مادر آلوده ، كاهش ويرمي و در نتيجه كاهش خطر انتقال به كودك است . لازم به ذكر است از ديگر رژيم هايي كه در كشورهاي در حال توسعه مورد مصرف قرار ميگيرد نويراپين ( Nevirapine) به مقدار mg200 تك دوز بوده است. البته براساس برخي شواهد و مطالعات موجود استفاده از يك دارو امكان ايجاد مقاومت را افزايش ميدهد همچنين بايد در نظر داشت كه بروز علائم كبدي و راش جلدي بدنبال مصرف نويراپين در زنان بخصوص زماني كه شمارش سلولهاي CD4 بالاتر از 250 است، بيشتر از مردان مشاهده شده است ميدهد و لذا درحال حاضر با توجه به وجود امكان درمان سه دارويي در كشور، شروع درمان پيشگيري با سه دارو توصيه ميشود. بديهي است كه ادامه درمان پيشگيري براي مادراني كه واجد شرايط درمان ضدرتروويروسي نيستند، لزومي نداشته و درمان پيشگيري پس از زايمان قطع ميشود. درحال حاضر عمل سزارين درصورت الكتيو بودن درهفته 38 بارداري، توصيه ميشود و درغير اين صورت، ريسك عمل سزارين با زايمان طبيعي تفاوت چنداني نخواهد داشت. ب ) برخورد با نوزاد متولد شده از مادر آلوده : بايد توجه داشت كه حين سزارين يا زايمان طبيعي كمترين صدمه به نوزاد وارد شود وبلافلاصله پس از تولد، پوست و مخاط كاملاً شستشو داده شوند . پس از حدود 8 ساعت از زمان تولد زايدوودين mg/kg/dose2 خوراكي هر 6 ساعت (ترجيحاً شربت) همراه با دو داروي لاميوودين با دوز mg/kg/dose 2 دوبار در روز و نلفيناوير با دوز mg/kg/dose50-40 سه بار در روز به مدت 6 هفته به نوزاد داده مي شود . نوزاد بايد به جاي شيرمادر با شير مصنوعي تغذيه كند زيرا تغذيه با شيرمادر با افزايش احتمال انتقال آلودگي همراه است . نوزاد متولد شده از مادر آلوده به HIV در زمان تولد معمولاً طبيعي است و هيچ علامت باليني براي تشخيص آلودگي به ويروس ندارد . بديهي است با توجه به عبور آنتي بادي هاي ضد HIV از جفت انجام آزمونهاي الايزا و وسترن بلات در 18 ماه اول تولد ارزش تشخيصي ندارند. حساسيت PCR (DNA,RNA يا RT) در زمان تولد ، بين 30 تا 50% است ، اما بعد از 4 تا 6 ماه از تولد ، به 100% ميرسد . بهتر است اين آزمايش در صورت امكان هر چه سريعتر انجام شود. اگر جواب آزمايش نخست منفي شود ، بايد آزمايش را مجدداً در 4 تا 6 ماهگي تكرار نمود. نكته: وجود يك آزمايش مثبت، تشخيص را اثبات نمي كند و بايد متعاقباً با استفاده از آزمايشهاي سرولوژيك تشخيص قطعي شود . تائيد آلودگي در نوزاد توسط آزمايشات بررسي آنتي بادي (الايزا ) بعد از 18 ماهگي صورت مي گيرد حتي در صورتيكه قبلاً توسط PCR تشخيص داده شده باشد . انجام آزمايش الايزا در 6 و 18 ماهگي توصيه شده است . در صورتي كه كودك زير 18 ماه با نتيجه مثبت سرولوژيك HIV ،دچار يكي از بيماريهاي همراه و نشانگر ايدز شود ، تشخيص عفونت حتي در صورت نتيجه منفي ويروس شناسي (PCR و غيره )در او تائيد مي شود . جدول :تعداد لنفوسيتهاي CD4+ در سنين مختلف كودكي بدون نقص ايمني شمارش CD4 مساوي يا بيش از 25%) نقص ايمني متوسط (شمارش CD4 بين 15- 24%) نقص ايمني شديد (شمارش CD4 كمتر از 15%) حداقل 1500 750 تا 1499 كمتر از 750 0 تا 12 ماهگي حداقل 1000 500تا 999 كمتر از 500 1 تا 5 سالگي حداقل 500 200تا499 كمتر از 200 6 تا 12 سالگي البته با توجه به متغير بودن شمارش مطلق سلولهاي CD4+ بهتر است به درصد اين سلولها توجه شود. براي كليه نوزادان متولد شده از مادر آلوده به HIV درمان پيشگيري PCP با كوتريموكسازول بايد از هفته ششم تولد شروع و تا پايان يك سالگي و يا تا زماني كه وضعيت HIV كودك مشخص شود، ادامه يابد. کارشناسان بين المللی در امور ايدز می گويند ميزان گسترش اين بيماری در ميان زنان رو به افزايش است. يکی از دلايل برای اين روند اين بوده است که احتمال آلوده شدن زنان و دختران به عفونتهای مقاربتی چهار برابر مردان است. چرا برای يک زن مشکل است که از خودش در برابر آلوده شدن محافظت کند؟
در آمار بسياری از کشورها، بيشتر زنانی که آلوده به HIV شده اند، از راه تماس جنسی با شريک جنسی آلوده مرد، ويروس را دريافت کرده اند. در رابطه بين دو شريک جنسی مرد و زن (هتروسکسوئل/ heterosexual)، زنان از نظر جسمانی دارای آمادگی بيشتری نسبت به مردان برای دريافت ويروس می باشند. اين واقعيت يک پيام با خود به همراه دارد و آن اين است که بايستی توجه خاصی به زنان در مبارزه با اپيدمی داده شود و از آنان حمايت بيشتری به عمل آيد تا جامعه در اين قشر بی تناسب٬ آلوده نشود.
اطلاعات به دست آمده از تحقيقات متفاوت نشان می دهد که در تماس جنسی بين زن و مرد، زنان در مقایسه با مردان٬ به ميزان دو برابر امکان دريافت ويروس از شريک جنسی آلوده خود را دارند. اين دليل بسيار مستدلی است که چرا در آمار، تعداد زنان آلوده بسيار بيشتر از مردان است. در ايران، اگر آمارهای رسمی اعلام شده افراد آلوده به ويروس از طريق سرنگ آلوده را بپذيريم و نيز اين باور را که بيشتر اين افراد را گروه مردان تشکيل می دهند و با توجه به اين نکته که اين افراد احتمالاً دارای خانواده و همسر نيز می باشند، خود نشان دهنده ميزان بالای خطر انتقال آلودگی در بين قشر زنان ايران خواهد بود.
به اين ترتيب بسيار محتمل است که آمار زنان آلوده بزودی از تعداد مردان پيشی بگيرد، مگر آن که در عمل اقداماتی انجام گيرد که مانع ازآن شود.
تاثير مستقيم ديگری که آلودگی در زنان بوجود می آورد، انتقال ويروس از طريق مادر به جنين است که اين نيزخود دليل ديگری است برای توجه بيشتر به آسيب پذيری زنان و زنگ خطری است در افزايش آمار کودکان آلوده و مبتلا به ايدز.
بسياری از کشورها و از جمله کشورهای فارسی زبان، در مقابله با اين اپيدمی، تمرکز خود را برحمايت از بنياد خانواده و ترويج فرهنگ ازدواج گذاشته اند. ماداميکه که اين خود شوهر است که زن را آلوده می کند، با وفا ماندن زن به شوهر هيچگونه کمکی نخواهد توانست به زن بکند تا او از آلوده شدن به HIV در امان بماند. هر چند که اين تنها يکی از راه های انتقال HIV به قشر زنان است، اما قابل تأمل می باشد.
علاوه بر اين زنان نقش های مختلف مهمی را در جامعه ايفا می کنند. زنان به عنوان مادر و تربيت کننده فرزندان نقش اساسی در ساختار جامعه و خانواده دارند. دربسياری قشرها و جوامع مانند شمال ايران، زنان نقش بسيار مهمی به عنوان نيروی کاری در اقتصاد خانواده دارند. از دست دادن مادر در چنين خانواده هايی می تواند باعث از هم پاشيدگی بنيان خانواده شود و غالب اوقات محروم ماندن فرزندان از نان آور و محروميت کودکان از داشتن مربی و غمخوار را به همراه دارد.
در بسياری از کشورها کار زنان از طريق در اختيار قرار دادن تن خود، هم از نظر جامعه مطرود بوده و هم از نظر قوانين اجتماعی، عملی غير قانونی وجنايی محسوب می شود. برای چنين زنانی٬ زمانی که به عنوان شغل به چنين کاری روی می آورند بسيار سخت است که به سرويس های مراقبت سلامتی برای مراقبت از سلامت خود دسترسی داشته باشند و سلامت خود را منظم کنترل کنند.
بدنامی در اين شغل، آسيب پذيری اين گروه از قشر زنان را به شدت افزايش می دهد، گروهی که خود به خود در معرض خطر شديد می باشد.
اعتياد يک مشکل اجتماعی است که زنان را نيز دقيقاً مانند مردان مبتلا می کند. وقتی صحبت از يک معتاد می شود به طور معمول، مردان هستند که به عنوان افراد معتاد به ذهن می آيند. اما بسياری از افراد معتاد به مواد مخدر تزريقی را زنان تشکيل می دهند. تمام زنانی که که اعتياد به مواد مخدر تزريقی دارند، به سادگی در معرض استثمار جنسی قرار می گيرند و علاوه بر آن نسبت به دريافت آلودگی از راه تزريق مواد مخدر نيز، بسيار آسيب پذيرهستند.
خشونت عليه زنان يكي از مشكلات جهاني سلامت است و اين مسأله باعث افزايش آسيب پذيري زنان مي شود. "خشونت در منزل" يكي از مهمترين دلايل آزار زنان در بيشتر كشورهاي جهان است كه طيف وسيعي از مشكلات سلامت جسمي، رواني و جنسي را بجاي مي گذارد. تجاوز و خشونت جنسي بر عليه زنان در جهان اخيراً افزايش يافته است. علاوه بر آن تجارت سكس و ساير اشكال سوء استفاده هاي تجاري باعث افزايش آسيبپذيري زنان در مقابل HIV شده است. ترس از خشونت٬ باعث مخفي كاري و در نتيجه عدم دسترسي زنان به اطلاعات، تست HIV، پيشگيري، خدمات مشاوره و درمان مي شود. اين مسئله عملاً با انگ ناشي از HIV در ارتباط است.
بين 20 تا 48 درصد از دختران 10 تا 25 ساله گزارش كرده اند كه اولين تماس جنسي شان به اجبار بوده است. استفاده از كاندوم در ارتباطات زناشويي بعنوان يك راه پيشگيري كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. در يك مطالعه در زامبيا، فقط 11 درصد از زنان معتقد بودند كه مي توانند از همسرانشان درخواست استفاده از كاندوم بكنند، حتي اگر ثابت شده باشد كه شوهرشان وفادار نبوده يا HIV مثبت هستند. طي شش سال جنگهاي داخلي كنگو نزديك به 40 هزار زن و دختر مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتند. اين در حالي است كه هر روز بر تعداد قربانيان ايدز افزوده مي شود. تعدادي از اين قربانيان٬ دختران نوجواني هستند كه برخي بيش از بيست بار مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتهاند. به گزارش CNN طي جنگ در جمهوري دموكراتيك كنگو از سال 2003 و آغاز جنگ تاكنون موارد خشونت و سوء استفاده هاي جنسي در اين كشور رو به افزايش بوده است. با وجود اينكه خشونت عليه زنان ادامه دارد بهر حال برنامه هاي اميدبخشي براي مقابله وجود دارد. واكنش و پاسخ فراگير در مقابل خشونت عليه زنان و AIDS/HIV بايد شامل موارد ذيل باشد : - هدايت برنامه مبارزه با خشونت در سطح جهاني، ملي و منطقه اي براي ارائه عملكردي كه منجر به تغيير خشونت عليه زنان گردد. - انتشار شواهدي كه نشان دهد خشونت عليه زنان چه هزينه هاي اقتصادي و سلامتي را به دنبال دارد و ارتباط آن با AIDS/HIV را مشخص نمايد. - افزايش فعاليتهایی در سطح ملي و منطقه اي كه باعث بهبود و پيشرفت آموزشها و قوانين موجود مي شود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران- واحد علوم پزشکی تهران به همين منظور مطالعهاي از سوي گروهي از محققين دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با هدف بررسي شيوع كاهش شنوايي حسي عصبي در ازدواجهاي فاميلي درجه يك و دو صورت گرفته است. اين بررسي در مركز توانبخشي سازمان بهزيستي ايران بر روي 1352 نفر از نوزادان و كودكان پيش دبستاني داراي كاهش شنوايي حسي عصبي دو طرفه انجام شد و اطلاعات لازم از طريق فرم پرسشنامه شامل 3 بخش مجزاي تاريخچه فردي، تاريخچه كم شنوايي و تاريخچهي پزشكي بدست آمد. يافتههاي اين بررسي نشان ميدهد كه والدين 7/45 درصد از كودكان مورد بررسي نسبت فاميلي درجه يك و 2/17 درصد از آنها نسبت فاميلي درجه دو داشتند. همچنين عوامل ارثي ناشي از ازدواج فاميلي را ميتوان علت كاهش شنوايي حسي عصبي دو طرفه 863 كودك (9/62 درصد) در نظر گرفت. نتايج بررسي حاكي از اين است كه شيوع كم شنوايي در كشورهاي در حال توسعه بسيار بيشتر از كشورهاي توسعه يافته ميباشد. با توجه به شيوع كم شنوايي ارثي بدست آمده (9/62 درصد) در مطالعه حاضر پيشگيري از شيوع كم شنوايي ژنتيكي امري ضروري به نظر ميرسد. طبق پیشنهاد این پژوهش بايد تلاش كرد تا تمايل افراد به ازدواجهاي فاميلي كمتر گردد، همچنين انجام مشاوره ژنتيك به ويژه براي افرادي كه احتمال ابتلاي فرزندانشان به بيماري ژنتيكي از جمله كاهش شنوايي بيشتر است ضروري می باشد.
به من بگو چه می خوری تا بگویم که هستی آمار کشتار حیوانات بیشتر این حیوانات را معمولا در بحبوبحه زندگی می کشند. بطوریکه بچه هایشان بی پناه و بی محافظ باقی می مانند. حیوانات و پرندگان خیلی پیر و خیلی جوان بدرد مصرف آدمیزاد نمی خورند.
دلایل گیاه خوار بودن انسان
- دود تنباكو و سیگار حاوی بیش از 4000 ماده شیمیایی است كه شمار زیادی از آنها مواد محرك یا سمی و سرطان زا هستند.
- دود سیگار بیش از 40 نوع تركیب سرطان زا دارد.
- جزء اعتیاد آور سیگار، نیكوتین است كه با اثر بر دستگاه اعصاب مركزی موجب اعتیاد می شود. نیكوتین سیگار، تنباكو به سرعت جذب جریان خون می شود و ظرف 30 ثانیه به مغز می رسد و روی سلولهای عصبی آن اثر می گذارد.
- برخی گازهای سمی موجود در دود سیگار عبارتند از : مونوكسید كربن ، آمونیاك ، دی متیل نیتروزامین ، فرمالدیید ، سیانیا هید روژن و آكرولئین .
- دود تنباكو و سیگار مانند آزیت ( پنبه نسوز) ، آرسنیك ، بنزن و گاز رادون جزء مواد سرطان زا ی درجه یك طبقه بندی می شود.
- نیتروزامین ها فعال ترین مواد سرطان زای موجود در دود سیگار و تنباكوهستند.
- خطر پیدایش سرطان در سیگاری ها بیشتر از دیگران است و این افراد حداقل 15 سال زودتر از غیر سیگاری ها به سنین در معرض خطر سرطان می رسند.
- ذرات زیان آور موجود در دود سیگار شامل موادی مانند قطران ، نیكوتین ، بنزن و بنزو پیرن است.
- دود سیگار برای اطرافیان نیز زیان آور است . 85% دود سیگاری كه دریك اتاق جمع می شود، ناشی از سوختن نوك سیگار است و نه دودی كه فرد سیگاری از راههای هوایی اش خارج می كند.
- بیش از 30 درصد مرگهای ناشی از سرطان مربوط به استعمال دخانیات است .
- علت بیش از 80% مرگهای ناشی از سرطان ریه، استعمال دخانیات است .
- خطر مرگ ناشی از سرطان ریه با افزایش تعداد سیگارهایی كه فرد در روز می كشد، زیاد می شود.
- خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری كه در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، 25% بیشتراز دیگران است.
- در افرادی كه سالهای زیاد حتی تا زمان میانسالی سیگار كشیده اند، قطع كامل استعمال دخانیات خطر پیدایش سرطان ریه را به میزان زیادی كاهش می دهد.
- استعمال دخانیات ( به هر شكل ) یك عامل خطر برای سرطانهای حنجره ، حفره دهان و مری به شمار می رود.
- بیش از 90% مبتلایان به سرطان حفره دهان از تنباكو به صورت كشیدن ( تدخینی ) یا جویدنی استفاده كرده اند. سرطان های حفره دهان شامل سرطان های لب، زبان ، دهان وگلو است.
- خطر پیدایش سرطان سینه درزنان سیگاری و حتی در زنانی كه درمعرض دود سیگاراطرافیان هستند ( درمكانهای سربسته )، بیش از زنانی است كه با دود سیگار تماس ندارند.
- استعمال دخانیات خطر سرطان لوزالمعده را افزایش می دهد و با ترك دخانیات، درصد این خطر پس از چند سال مشابه افراد غیر سیگاری خواهد شد.
- خطرسرطان خون ( لوسمی ) در سیگاری ها بیشتر از سایر افراد جامعه است .
- 50% سرطان های مثانه در مردان و بیش از 30% سرطان های مثانه درزنان با استعمال دخانیات ارتباط دارد و سرطان كلیه نیزدر افراد سیگاری شایع تر است .
- سیگار عامل مهم ایجاد سرطان های ریه ، حفره دهان ، گلو ، حنجره ، مثانه و... است و مبارزه با سیگار مهمترین راهكار پیشگیری از سرطان است .
- اگر سیگار می كشید ، هر چه زودتر آن را ترك كنید و اگر سیگاری نیستید، هرگز طرف آن نروید زیرا نیكوتین موجود در تنباكو اعتیاد آور است .
- با خوردن سبزیها و میوه جات تازه و مواد غذایی پر فیبر، خطر بروز سرطان های دستگاه گوارش را كاهش دهید.
- مصرف زیاد نوشابه های الكلی موجب پیدایش سرطان می شود .
- اشكال در بلع به ویژه مواد جامد غذا باید به طور جدی پیگیری شود.
- در صورت پیدایش برجستگی یا لكه یا خونریزی درحفره دهان یا وجود زخم طول كشیده ، سریعاً به پزشك مراجعه كنید .
- در صورت همراهی سرفه های مزمن با خلط خونی یا گرفتگی صدا سریعاً به پزشك مراجعه نمایید.
- اگر سیگاری هستید ، در صورت افزایش دفعات سرفه یا پیدایش تغییر صدا سریعاً به پزشك مراجعه كنید. این تغییرات ممكن است ناشی از سرطان ریه باشد.
- كاهش وزن زیاد ، بی اشتهایی و تب ها ی مزمن می توانند نشانه بدخیمی باشند . در صورت وجود این علائم به پزشك مراجعه نمایید.
- پیدایش توده های بزرگ شونده در هر جای بدن ممكن است نشانه ای از یك سرطان باشد.
-پیشگیریبسیار بهتر از درمان است.
برخي آنرا مترادف ميكروبيولوژي صنعتي و استفاده از ميكروارگانيسمها ميدانند و برخي آنرا معادل مهندسي ژنتيك تعريف ميكنند بههمين دليل در اينجا مختصراً اشارهاي به تعاريف متفاوت از بيوتكنولوژي ميكنيم كه البته داراي وجوه اشتراك زيادي نيز هستند: (1) و (2) ـ بيوتكنولوژي مجموعهاي از متون و روشها است كه براي توليد، تغيير و اصلاح فراوردهها، بهنژادي گياهان و جانوران و توليد ميكروارگانيسمها براي كاربردهاي ويژه، از ارگانيسمهاي زنده استفاده ميكند. ـ كاربرد روشهاي علمي و فني در تبديل بعضي مواد به كمك عوامل بيولوژيك (ميكروارگانيسمها، ياختههاي گياهي و جانوري و آنزيمها) براي توليد كالاها و خدمات در كشاورزي، صنايع غذائي و دارويي و پزشكي ـ مجموعهاي از فنون و روشها كه در آن از ارگانيسمهاي زنده يا قسمتي از آنها در فرايندهاي توليد، تغيير و بهينهسازي گياهان و جانوران استفاده ميشود. ـ كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك در توليد محصولات كشاورزي، صنعتي، درماني و تشخيص باكيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر و محصول بيشتر و كم خطرتر ـ استفاده از سلول زنده يا توانائيهاي سلولهاي زنده يا اجزاي آنها و فرآوري و انتقال آنها بهصورت توليد در مقياس انبوه ـ بهرهبرداري تجاري از ارگانيسمها يا اجزاي آنها ـ كاربرد روشهاي مهندسي ژنتيك در توليد يا دستكاري ميكروارگانيسمها و ارگانيسمها ـ علم رامكردن و استفاده از ميكروارگانيسمها در راستاي منافع انسان ـ تعاريف بالا از بيوتكنولوژي هركدام بهتنهائي توصيف كاملي از بيوتكنولوژي نيست ولي با قدر مشترك گرفتن از آنها ميتوان به تعريف جامعي از بيوتكنولوژي دست يافت. براستي چرا چنين است؟ هرچند كه با مرور زمان دانشمندان به مفاهيم مشتركي در مورد تعريف بيوتكنولوژي نزديك شدهاند اما چرا هر متخصص و دانشمندي تعريف جداگانهاي از بيوتكنولوژي ارائه ميدهد كه درجاي خود نيز ميتواند صحيح باشد (نه الزاماً جامع). علت اين حقيقت را بايد درماهيت بيوتكنولوژي جُست. بيوتكنولوژي همانند زيست شناسي، ژنتيك يا مهندسي بيوشيمي يك علم پايه يا كاربردي نيست كه بتوان محدوده و قلمرو آنرا بسادگي تعريف كرد. بيوتكنولوژي شامل حوزهاي مشترك از علوم مختلف است كه در اثر همپوشاني و تلاقي اين علوم بايكديگر بوجود آمده است. بيوتكنولوژي معادل زيست شناسي مولكولي، مهندسي ژنتيك، مهندسي شيمي يا هيچ يك از علوم سنتي و مدرن موجود نيست؛ بلكه پيوند ميان اين علوم در جهت تحقق بخشيدن به توليد بهينه يك محصول حياتي (زيستي) يا انجام يك فرآيند زيستي بروشهاي نوين و دقيق با كارآئي بسيار بالا ميباشد. بيوتكنولوژي را ميتوان به درختي شبيه كرد كه ريشههاي تناور آنرا علومي بعضاً با قدمت زياد مانند زيست شناسي بويژه زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، ميكروبيولوژي، بيوشيمي، ايمونولوژي، شيمي، مهندسي شيمي، مهندسي بيوشيمي، گياهشناسي، جانورشناسي، داروسازي، كامپيوتر و… تشكيل ميدهند ليكن شاخههاي اين درخت كه كم و بيش به تازگي روئيدن گرفتهاند و هرلحظه با رشد خود شاخههاي فرعي بيشتري را بهوجود ميآورند بسيار متعدد و متنوع بوده كه فهرست كردن كامل آنها در اين نوشته را ناممكن ميسازد. تقسيمبندي بيوتكنولوژي به شاخههاي مختلف نيز برحسب ديدگاه متخصصين و دانشمندان مختلف فرق ميكند و در رايجترين تقسيمبندي از تلاقي و پيوند علوم مختلف با بيوتكنولوژي استفاده ميكنند و نام شاخهاي از بيوتكنولوژي را بدينترتيب وضع ميكنند. مانند بيوتكنولوژي پزشكي كه از تلاقي بيوتكنولوژي با علم پزشكي بوجود آمده است يا بيوتكنولوژي كشاورزي كه كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي را نشان ميدهد. بدين ترتيب ميتوان از بيوتكنولوژي داروئي Pharmaceutical Biotechnology بيوتكنولوژي ميكروبي، Microbial Biotechnology ، بيوتكنولوژي دريا Marine Biotech ، بيوتكنولوژي قضائي يا پزشكي قانوني Forensic Biotech ، بيوتكنولوژي محيطي Environmental Biotech ، بيوتكنولوژي غذائي food and food stuff Biotech بيوانفورماتيك Bioinformatic ، بيوتكنولوژي صنعتي Industrial ، بيوتكنولوژي نفت …… بيوتكنولوژي تشخيصي و … نام برد. اين شاخههاي متعدد در عمل همپوشانيها و پيوندهاي متقاطع زيادي دارند و باز بدليل ماهيت همهجانبه بودن بيوتكنولوژي نميتوان در اين مورد نيز به ضرس قاطع محدودههائي را براي آنها تعيين نمود. گستردگي كاربرد بيوتكنولوژي در قرن بيست و يكم بحدي است كه، اقتصاد، بهداشت، درمان، محيطزيست، آموزش، كشاورزي، صنعت، تغذيه و ساير جنبههاي زندگي بشر را تحت تأثير شگرفت خود قرار خواهد داد. بهمين دليل انديشمندان جهان قرن بيست و يكم را قرن بيوتكنولوژي نامگذاري كردهاند. تاريخچه بيوتكنولوژي ريشه در تاريخ دارد و تكوين آن از سالهاي بسيار دور آغاز شده تابحال ادامه يافته است. در تقسيمبندي زماني ميتوان سهدوره براي تكامل بيوتكنولوژي قائل شد. 1) دورة تاريخي كه بشر با استفاده ناخودآگاه از فرآيندهاي زيستي به توليد محصولات تخميري مانند نان، مشروبات الكلي، لبنيات ترشيجات و سركه و غيره ميپرداخت. در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابليها از مخمرها در مشروبسازي استفاده كردند. مصريها در چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خمير مايه نان ميپختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي و بويژه تخمير توسط انسان بكار گرفته ميشد. 2) دوره اوليه قرن حاضر كه با استفاده آگاهانه از تكنيكهاي تخمير و كشت ميكروارگانيسمها در محيطهاي مناسب و متعاقباً استفاده از فرمانتورها در توليد آنتيبيوتيكها، آنزيمها، اجراء مواد غذائي، مواد شيميائي آلي و ساير تركيبات، بشر به گسترش اين علم مبادرت ورزيد. در آن دوره اين بخش از علم نام ميكروبيولوژي صنعتي بخود گرفت و هماكنون نيز روند استفاده از اين فرآيندها در زندگي انسان ادامه دارد. ليكن پيشبيني ميشود به تدريج با استفاده از تكنيكهاي بيوتكنولوژي نوين بسياري از فرآيندهاي فوق نيز تحت تأثير قرار گرفته و بهسمت بهبودي و كارآمدي بيشتر تغيير پيدا كنند. 3) دوره نوين بيوتكنولوژي كه با كمك علم ژنتيك درحال ايجاد تحول در زندگي بشر است. بيوتكنولوژي نوين مدتي است كه روبه توسعه گذاشته و روز بروز دامنه وسعت بيشتري به خود ميگيرد. اين دوره زماني از سال 1976 با انتقال ژنهائي از يك ميكروارگانيسم به ميكروارگانيسم ديگر آغاز شد. تا قبل از آن دانشمندان در فرآيندهاي بيوتكنولوژي از خصوصيات طبيعي و ذاتي (ميكرو) ارگانيسمها استفاده ميگردند ليكن در اثر پيشرفت در زيستشناسي مولكولي و ژنتيك و شناخت عميقتراجزاء ومكانيسمهاي سلولي ومولكولي متخصصين علومزيستيتوانستند تا به اصلاح و تغيير خصوصيات (ميكرو) ارگانيسمها بپردازند و(ميكرو) ارگانيسمهائي باخصوصيات كاملاً جديد بوجود آوردند تا با استفاده از آنها بتوان تركيبات جديد را بامقادير بسيار بيشتر و كارائي بالاتر توليد نمود.
تغذیه در نوجوانان پایگاه اطلاع رسانی پزشکان ایران دوره نوجواني دوره انتقال از كودكي به جواني است كه با جهش رشد جسميو بلوغ توام است. بنابراين تغذيه اين دوران از نظر رشد اهميت زيادي دارد. از آنجايي كه يكي از مشكلات عمده تغذيهاي در اين دوران وجود باورهاي غلط غذايي است، لذا اصلاح باورهاي غذايي آنها از طريق رسانههاي گروهي از اهميت بسزايي برخوردار است. براي دستيابي به جامعهاي سالم و خلاق و پويا بايد آموزش تغذيهاي در همه ابعاد آن صورت گيرد. در موارد فردي بايد از طريق مشاوره با متخصصان تغذيه، رژيمهاي غذايي اصلاح شوند و در موارد گروهي توصيه ميشود كه نوجوانان براي پيشگيري از سوءتغذيه از راهنماي غذايي ذيل كه تمامي گروههاي غذايي را دارد، در برنامه غذايي روزانه خود استفاده نمايند
1 ـ گروه نان و غلات: روزانه 11ـ9 واحد يك واحد نان برابر است با 1 برش نان بربري يا سنگك به اندازه يك كف دست برابر است با 4 برش نان لواش به اندازه يك كف دست يك واحد از برنج و ماكاروني پخته شده برابر است با نصف ليوان 2 ـ گروه شير و لبنيات: روزانه 3 واحد يا بيشتر . يك واحد از شير و ماست برابر است با يك ليوان / يك واحد از پنير برابر است با 45ـ30 گرم / يك واحد از كشك برابر است با يك چهارم ليوان / يك واحد از دوغ برابر است با 2 ليوان 3 ـ گروه ميوه ها: روزانه 3 تا 4 واحد 1 واحد ميوه برابر است با 1 عدد ميوه متوسط / برابر است با يكدوم تا سهچهارم ليوان آب ميوه / برابر است با يكچهارم ليوان ميوه خشك 4 ـ گروه سبزيها: روزانه 4 تا 5 واحد يك واحد سبزي برابر است با 1 ليوان سبزي خام / برابر است با نصف ليوان سبزي پخته / برابر است با يك عدد سيبزميني متوسط 5 ـ گروه گوشت و جانشينهاي آن: روزانه 2 تا 3 واحد يك واحد گوشت برابر است با 2 تا 3 تكه خورشتي (90ـ60 گرم) گوشت قرمز، ماكيان و ماهي پخته شده / 30 گرم گوشت برابر است با يك عدد تخم مرغ يا نصف ليوان حبوبات پخته يا 2 قاشق غذاخوري از مغزهاي پسته و فندق و گردو و ... مشكلات ناشي از تغذيه ناسالم 1 ـ كموزني و لاغري كه بيشتر ناشي از تصور غلط نوجوانان از تناسب اندام است و به دنبال آن بعضي اقدام به رژيم سخت و خودسرانه ميكنند كه سلامت آينده آنان را به خطر مياندازد. بويژه در دختران كه دوران مهم بارداري و شيردهي را به دنبال دارند، اين مسئله ممكن است باعث قاعدگي نامنظم و يا عدم قاعدگي آنها شود. همچنين در توليد مثل و باروري آنها تداخل كند. 2 ـ اضافه وزن و چاقي كه اغلب در اثر كميتحرك و فعاليت بدني، استفاده مداوم از تلويزيون و رايانه و نيز رژيمهاي غلط غذايي و مصرف زياد تنقلات، نوشابهها و غيره است. 3 ـ كمخوني(لينك به كمخوني) ناشي از فقرآهن كه يكي از مشكلات شايع تغذيهاي به ويژه در دختران در اين سنين است كه بر رشد جسمي، ذهني و سيستم ايمني آنها اثر سوء دارد. كمخوني در اين دوران در اثر افزايش نياز (به دليل رشد)، استفاده از رژيمهاي غذايي فقر غذايي، آلودگيهاي انگلي و آلودگيهاي محيطي (مانند ذرات ريز سرب معلق در هوا) به وجود ميآيد. 4 ـ بياشتهايي عصبي يا پرخوري عصبي منجر به سوء تغذيه ميشود و نياز به اصلاح رفتار خواهد داشت. در كنار آن مشاوره تغذيهاي ضروري است. ـ آكنه (جوش صورت) كه مشكل 80% نوجوانان است بيشتر تحت تاثير عوامل هورموني، استرس، فازهاي قاعدگي و ژنتيك رخ ميدهد. استفاده از مواد غذايي مانند مغزها در بروز آن تاثير زيادي ندارند. مطالعات نشان داده است كه ارتباطي قوي بين دريافت غذا و بروز آكنه وجود ندارد. اما ارتباط آن با كمبود دريافت مواد مغذي مانند ويتامين اي و روي شناخته شده است. توصيههاي تغذيهاي برنامه غذايي نوجوانان بايد شامل تركيبي از غذاهاي مختلف در گروههاي اصلي غذايي باشد. سه وعده اصلي غذايي با تاكيد بر مصرف صبحانه و دو ميان وعده توصيه ميشود. در ميان وعدهها به جاي استفاده از مواد غيرمغذي و بعضا كالريزا مثل نوشابهها، چيپس، كيكها از مواد غذايي مغذي مانند شير، نان، پنير، خشكبار، ميوهها و مغزها استفاده شود. جهت پيشگيري از كم وزني و لاغري از انجام هر گونه رژيم خودسرانه به شدت خودداري شود و تحت نظر متخصصين تغذيه اقدام شود. جهت پيشگيري از اضافه وزن و چاقي ضمن توصيه به فعاليت هاي روزانه استفاده از يك رژيم غذايي صحيح و متعادل تحت نظر متخصص تغذيه ضروري است. براي جلوگيري از كم خوني ناشي از فقر آهن مواد ذيل توصيه ميشود: 1 ـ استفاده از مواد غذايي صحيح و همچنين غني از آهن مثل انواع گوشتها، سبزيهاي سبز برگ و حبوبات. 2 ـ استفاده از مواد غذايي داراي ويتامين ث انواع سبزيهاي تازه، فلفل سبز، گوجهفرنگي كلم، ميوههاي تازه بخصوص پرتقال ، ليمو و ساير مركبات همراه با غذا كه سبب ميشود آهن بيشتر جذب شود. 3 ـ عدم استفاده از چاي در فاصله 2 تا 3 ساعت قبل و بعد از غذا به ويژه غذاهاي آهندار. 4 ـ درمان آلودگيهاي انگلي و محيطي. 5 ـ از مصرف نوشابههاي شيرين و گازدار خودداري شود. 6 ـ مصرف غذاهاي آماده و صنعتي محدود شود و بيشتر از غذاهاي تازه استفاده گردد.
امروزه ضعف، خستگي و سرگيجه، از جمله مسائل و شكايات رايج است. خيليها گله دارند كه احساسهاي نامطلوبي را در طول روز تجربه مي كنند و توان و نيرويشان در حد قابل قبول نيست. اين قبيل شكايتها مي توانند علل گوناگوني داشته باشند، بنابراين آن چه در درجه اول اهميت دارد، تشخيص درست علت هاي اين مشكلات است.
خستگي يا سرگيجه ؟!؟
واژه سرگيجه كه توسط بسياري از افراد به كار گرفته مي شود، مي تواند بيانگر حالتهاي كاملاً متفاوتي باشد. به طور كلي يك مفهوم آن سرگيجه حقيقي است؛ يعني وضعيتي كه فرد احساس مي كند فضاي اطرافش در حال چرخش است. اما غالباً وقتي افراد از سرگيجه گله ميكنند، منظورشان اين است كه احساس ضعف و سبكي در سر دارند يا چشمشان سياهي مي رود. بنابراين اگر براي رفع اين مشكل به پزشك مراجعه كنيد، احتمالاً اولين كاري كه او انجام مي دهد تشخيص اين مسئله است كه شما دقيقاً چه مشكلي داريد و چه حالتي را تجربه كردهايد.
بدن انسان به چند ساعت خواب در شبانه روز نياز دارد؟
صولاً ابتدايي ترين علت خستگي ممكن است كم بودن ميزان استراحت باشد؛ و شايد شما به دنبال يافتن يك معيار ثابت براي ميزان كافي خواب باشيد. اما بايد توجه داشت كه افراد مختلف از اين لحاظ با يكديگر تفاوت دارند. بعضي ها در يك شبانه روز با كمتر از شش ساعت خواب قادر به انجام فعاليتهايشان هستند و بعضي ديگر به بيشتر از نُه ساعت خواب نيازمندند. معمولاً افراد مضطرب، افسرده و منزوي به خواب بيشتري نياز دارند.
ارتباط تغذيه با خستگي
كمبود موادغذايي از جمله پروتئين، مواد كالريزا و ويتامينها , و آهن مي تواند باعث ايجاد خستگي شود. اين كمبود ممكن است در اثر سوء تغذيه يا كم بودن اين مواد در رژيم غذايي باشد يا ناشي از سوءهاضمه يا اِشكال دستگاه گوارش در جذب اين مواد باشد.
نقش مسموميت در ايجاد خستگي
مسموميت چه به صورت بلع مواد سمي و چه استنشاق آنها، مي تواند موجب خستگي شود. براي مثال، امروزه مونواكسيدكربن و فلزهاي سنگين موجود در هواي شهرهاي بزرگ از جمله عوامل مسموميتزا هستند؛ و اگر شما مدتي طولاني در ترافيك شهر، از اين هواي آلوده استنشاق كنيد، علت خستگي تان ممكن است مسموميت باشد. در ضمن لازم است اشارهاي هم به داروها بكنيم؛ بعضي داروها مستقيم يا غيرمستقيم مي توانند باعث ايجاد خستگي شوند؛ از جمله داروهاي خواب آور و آرام بخش، ضدحساسيتها و اغلبِ داروهاي مسكـّن. گاهي بعضي داروها بر كيفيت خواب اثر مي گذارند و افراد مصرف كننده به رغم كافي بودن زمان خوابشان، احساس خستگي مي كنند. بنابراين ضروري است كه داروها تنها با نظر پزشك مصرف شوند.
حالتهاي روحي و رواني
حالتهاي روحي و رواني تا ميزان بسيار زيادي در ايجاد حس خستگي مؤثرند.
از آنجا كه گاهي بيماريهاي جسمي علت ايجاد خستگي هستند ممكن است پزشك در معاينه، شواهدي مبني بر وجود آنها پيدا كند، مثلاً علائمي از بيماريهاي قلبي، كم خوني، بيماريهاي غدد درونريز، بيماري هاي كبد، بدخيميها و عفونتها. بنابراين پزشك ابتدا با گرفتن شرح حال، اطلاعاتي به دست مي آورد و سپس معاينه عمومي انجام مي دهد. ممكن است پزشك در اين مرحله، براي بررسي مسائلي از قبيل كم خوني، اختلالات املاح بدن، اختلالات غدد درونريز )از جمله بيماري قند، بيماريهاي غدد فوق كليه و تيروئيد)، عفونتها و بدخيميها، آزمايشهايي درخواست كند.
آيا ممكن است بعد از انجام بررسيها، علت مشخصي براي خستگي درازمدت يافت نشود؟
بله؛ اصطلاحي وجود دارد به نام سندرم خستگي مزمن كه در اين حالت خستگي شديد و طولاني مدت و مشكلات خفيف عمومي از قبيل گلودرد و بدن دردهاي گذرا مشاهده ميشود. اين بيماري معمولاً زنان 20 تا 45 ساله را مبتلا مي كند و غالباً در كساني ديده مي شود كه زندگي فعال و پر استرسي دارند. در گذشته تصور مي شد علت اين بيماري ويروسها باشند، اما امروزه به نظر مي رسد علت آن مجموعه اي از استرس، افسردگي و احتمالاً آلرژي باشد.

اين گياه معطر و اشتهاآور است و بقراط پدر علم طب از نعناع به عنوان التيام دهنده زخم ها ياد كرده است .
اين گياه در طب گياهي ايران گياهي گرم و خشك است و از نظر خواص دارويي از پونه قوي تر و به عنوان تقويت كننده معده استفاده مي شود
نعناع ضد تشنج و ضد سرفه است و نوشيدن جوشانده گرم آن سينه را آرام مي كند.
اين گياه درد شكم را برطرف مي كند و در درمان سرماخوردگي و آنفلوانزا مفيد است .
نعناع براي كبد مفيد است و كلسترول خون را كاهش مي دهد .
![]()
متخصصان تغذيه همواره به افراد توصيه مي کنند با اتخاذ عادات غذايي سالم علاوه بر تامين نياز بدن به انرژي حتي الامکان خود را از اثرات عوامل بيماريزا حفظ کنند.
به همين منظور جلسه پرسش و پاسخي را بادکتر سعيد حسيني متخصص تغذيه و عضو هيات علمي دانشگاه تهران ترتيب داده ايم به اين اميد که موضوعات مطرح شده در ارتقاء آگاهي خوانندگان در اين زمينه سودمند باشد.
تعريف جامعي را از غذاي سالم ارائه کنيد.
غذاي سالم يا ايمن ، غذايي است که از مواد اوليه سالم و ايمن تهيه شده باشد. به عبارتي ، غذاي سالم عاري از مواد زيانبخش و مضر و متشکل از اجزاي مفيد براي سلامت مصرف کنندگان است.
مراحل تهيه غذا شامل فرآوري ، توزيع و مصرف به صورت يک زنجيره درهم تنيده است و چنانچه هر يک از اين اجزاء دچار نقص يا کمبود شود ، ديگر قسمتها نيز از آن متاثر خواهد شد و به طور کلي سلامت نهايي غذا مستلزم تامين سلامت همه اين اجزاست البته ويژگي هاي ديگري نيز براي غذاي سالم در نظر گرفته مي شود، از جمله اين که حتي الامکان به حالت طبيعي و کامل نزديک تر بوده ، تحت حداقل پردازش قرار گرفته ، مواد مغذي و فيبر موجود در آنها حذف نشده و فاقد افزودني هاي سنتتيک است.
براي بررسي وضعيت تغذيه اي افراد چه روشهايي وجود دارد؟
يکي از روشهاي متداول براي بررسي وضعيت تغذيه اي افراد، استفاده از ارزيابي آمپروتومتريک يا تن سنجي است که در آن بررسي باليني قد ، وزن ، جثه بدن مورد توجه قرار مي گيرد.از ديگر روشهاي ارزيابي وضعيت تغذيه اي استفاده از تستهاي بيوشيميايي ، مشاهدات باليني و بررسي دريافت غذايي است.
همچنين تاريخچه پزشکي و وضعيت اقتصادي اجتماعي فرد در بررسي وضعيت تغذيه اي باليني مدنظر قرار گرفته مي شود.
آيا کاهش کالري غذا همواره به معناي افزايش کيفيت آن است؟
کالري در حقيقت واحد اندازه گيري انرژي موجود در مواد غذايي است. غذاهايي که مي خوريم با محتواي کالري که دارند ، انرژي مورد نياز بدن ما را تامين و توانايي لازم براي انجام فعاليت ها را برايمان فراهم مي کنند. هميشه اين طور نيست که کاهش کالري بمنزله افزايش کيفيت غذا باشد. در بحث تغذيه گاهي ما نياز به مقوي سازي و گاهي نياز به مغذي سازي غذا داريم.
هنگامي که نگاه ما به مقوي سازي است ، يعني مي خواهيم با حجم کمتر غذا ، انرژي بيشتري به فرد برسانيم معمولا چربي ها را به آن اضافه مي کنيم که کالري بيشتري در مقايسه با ديگر درشت مغذي ها مثل پروتئين ها و مواد قندي دارند اما در بحث مغذي سازي چون منظورمان افزايش انرژي نيست ، ممکن است در حجم کم بيشترين مواد مغذي مثل املاح و ويتامين ها را از طريق غذا به فرد برسانيم. پس الزاما کاهش کالري برابر با افزايش کيفيت نيست.
چه تفاوتي ميان کمبود اوليه و ثانويه مواد غذايي وجود دارد؟
کمبود مواد غذايي به صورت اوليه در نتيجه دريافت کم يک ماده مغذي در رژيم غذايي صورت مي گيرد ؛ در حالي که کمبود ثانويه در نتيجه عوامل ديگر مانند مصرف بعضي داروها يا ابتلا به بيماري هايي که به دريافت و جذب و متابوليسم غذا اثر مي کنند ، ايجاد مي شود. در کمبود ثانويه ، غذايي که مصرف شده مشکلي ندارد بلکه هضم ، جذب و متابوليسم مختل شده اند به طوري که مواد مغذي در دستگاه گوارش در اثر دارو يا تاثير برخي مواد مغذي تخريب شده يا نوعي افزايش نياز مثلا در دوران بارداري يا بيماري رخ داده که به کمبود ثانويه منجر مي شود. گاهي کمبود مواد اوليه سبب کمبود ثانويه نيز مي گردد. مثلا در اثر کمبود ويتامين D ، جذب کلسيم کاهش مي يابد و استخوان سازي مختل مي شود. از آنجا که جذب کلسيم و فسفر به هم وابسته است ، در صورت کمبود کلسيم رژيم غذايي جذب و متابوليسم فسفر نيز دچار مشکل مي شود. در هر دو صورت ، بتدريج ذخاير مغذي بدن کم شده و بدون بروز علايم خاص ، آزمايش هاي خون و ادرار اين کمبود را نشان مي دهند.
درباره تاثير غذا بر سيستم ايمني بدن و پيشگيري از بيماري ها بگوييد؟
به طور کلي غذا و تغذيه نقش مهمي در تقويت يا تضعيف سيستم ايمني بدن دارند. بد نيست بدانيد شايع ترين علت ضعف سيستم ايمني سوءتغذيه است که ممکن است ناشي از کمبود پروتئين ها، ويتامين ها و املاح يا انرژي باشد و در اثر افزايش دريافت انرژي و چاقي صورت گيرد. به عنوان مثال ماهيها به عنوان منابع مهم اسيد چرب امگا 3 در تعديل سيستم ايمني نقش مهمي دارند. برخي بزرگان مي گويند ما برآيند آنچه مي خوريم هستيم.
به عبارتي اين که چه مي خوريم ، چگونه و چه مقدار مي خوريم بر سلامت جسم و روان ما تاثير بسزايي دارد. امروزه ارتباط بيش خوردن و چاقي با بيماري هاي قلبي عروقي ، ديابت ، سرطان ها ، بيماري هاي مفصلي مثل آرتروز ، بيماري هاي کيسه صفرا ، نقرس و غيره کاملا اثبات شده و نگراني دست اندرکاران سلامت جوامع امروز ، نه بيماري هاي واگير و عفوني بلکه بيماري هاي غيرواگير هستند که اکثريت قريب به اتفاق آنها با عادات غذايي مرتبطند. براي پيشگيري از سرطان ها ، بيماري هاي قلب و عروق و ديابت و بالاخره افزايش طول عمر ، تغذيه مناسب در دستور کار سيستم هاي بهداشتي سلامت کشورها قرار گرفته است.
در مورد روغن ها بهترين و بدترين آنها کدامند؟
از نظر کارشناسان تغذيه بدترين نوع چربي ، بيشترين ميزان اسيدهاي چرب اشباع را دارد مانند انواع چربي هاي حيواني جامد که مشکلات زيادي را ايجاد مي کنند. عامل ديگري که بر کيفيت چربي ها اثر مي گذارند مقدار اسيد چرب ترانس آنهاست که در روغنهاي نباتي جامد طي فرآيند هيدروژناسيون توليد مي شود و مصرف کنندگان هنگام خريد بايد دقت کنند که مقدار اسيد چرب ترانس روغن در کمترين ميزان (حداکثر 10درصد) باشد.
آيا تاثير غذا بر خلق ، مبناي علمي دارد؟
بله همين طور است. از آنجا که آنچه برما مي گذرد ماحصل واکنش هاي شيميايي مضري است که در اثر عملکرد واسطه هاي شيميايي مغز به وجود مي آيد ، غذاهايي وجود دارند که بر اين واسطه هاي شيميايي مغز يا نور و ترنس ميتورهاي مثل دوپامين ، نوراپي نفرين و سروتونين تاثير مي گذارند.
امنيت غذايي چيست؟
مفهوم امنيت غذايي در سطح جزئي آن به توانايي و قدرت دسترسي خانواده ها به منابع غذايي اطلاق مي شود.
امنيت غذايي هنگامي به صورت کامل محقق مي شود که همه افراد همواره بتوانند نيازهاي تغذيه اي خويش را تامين کند و به منظور بهره مندي از سلامت به غذاي سالم ، کافي و مغذي دسترسي داشته باشند.
هرم غذايي شامل گروههاي غذايي است که در هر گروه تنوعي از مواد را در برمي گيرد.
شکل هرم به نحوي طراحي شده که قاعده آن يعني قسمت پايين هرم شامل غلات و مواد نشاسته اي است و توصيه مي شود که بيش از هر غذاي ديگري مصرف شود.
گروه بعد سبزي ها و ميوه ها هستند که تنوع زيادي دارد و بويژه در کشور ما نيز در فصول مختلف امکان دسترسي به حداقل چند نوع از انواع توصيه شده در هرم غذايي وجود دارد.
درخصوص گروه گوشت ها و شير که منابع مهم پروتئيني و ويتامين ها هستند ، بايد به ميزان مصرف توجه داشت و واحدهاي دريافتي را محدود کرد زيرا اين غذاها چربي و کالري زياد دارند و بالاخره مثلث کوچک راس هرم چربي ، روغنها و شيريني جات را در برمي گيرد که کوچکي آن تاکيدي بر کاهش مقدار مصرف است.
اين نوع غذاها به عنوان غذاي اصلي توصيه نمي شوند و براي ارتقاي سلامت هم مورد نياز نيستند.
نکته مهم در مورد هرم غذايي اين است که غذاي يک گروه هرم را نمي توان جايگزين گروه ديگر کرد ولي غذاهاي موجود در يک گروه را مي توان با هم جابه جا کرد بنابراين مي توان اولويت هاي هرم غذايي را با توجه به سليقه هاي مختلف و حتي وضعيت اقتصادي متفاوت تا حد زيادي رعايت کرد و اين کار با جايگزين کردن ميسر است.
اين تاثير مي تواند به توليد آنها، درگير شدنشان در فعاليت هاي مغزي يا تحريک يا سرکوب کردن بعضي مسيرهاي عصبي مربوط باشد.
Brain foods به چه نوع غذاهايي گفته مي شود؟
مغز انسان نياز زيادي به انرژي ، ويتامين ها و مواد معدني دارد و در صورت بروز تغييرات در ميزان و نحوه دريافت آنها، وضعيت شيميايي مغز و عملکرد سلولهاي مغزي و سطوح نوروترنس ميتورها (ناقلين شيميايي) نيز دچار تغيير خواهد شد که اين امر به نوبه خود سبب تغييرات رفتاري ، کاهش توانايي حل مشکلات و اختلال عملکرد مغز مي شود.
آيا ممکن است Fast food هم به صورت يک غذاي سالم عرضه شود؟
بله. اگر منظور از آن غذايي باشد که سريع و آسان آماده شده و در دسترس قرار گيرد ، نان و پنير و سبزي يا گردو هم مي تواند در اين گروه قرار گيرند که سالمند. اما اگر منظور انواع ساندويچ ها و پيتزاهاي چرب و پرپنير ، همبرگر ، سوسيس و کالباس و غذاهايي از اين نوع باشند بايد گفت با جايي که خواسته يا ناخواسته در برنامه غذايي افراد جامعه باز کرده اند مسلما سالم نيستند بنابراين اگر نمي توانيم آنها را از عادت غذايي جامعه حذف کنيم ، بهتر است اجزاي اين نوع غذاها را از مواد غذايي سالم انتخاب کنيم.
منظور از گرسنگي پنهان يا hidden hunger چيست؟
گرسنگي پنهان ناشي از کمبود مواد مغذي ضروري است و زماني اتفاق مي افتد که تمامي مواد ضروري جهت حفظ سلامت سلولها در يک زمان در دسترس سلول نباشند. اين گرسنگي در حالي اتفاق مي افتد که فرد انرژي کافي دريافت مي کند و در ظاهر مشکل خاصي ندارد اما سلولهاي بدن او به مقدار کافي مواد مغذي لازم را دريافت نکرده در معرض فقر اين مواد قرار دارند.
نکته اساسي در بروز اين مشکل ريزمغذي هاي ضروري مانند آهن و يد و ويتامين A هستند که کمبود آنها بويژه در رشد و تکامل کودکان اثرات منفي مي گذارد در حالي که با يک رژيم غذايي مناسب اين مواد قابل دستيابي هستند.
خرين سوال در مورد آنتي اکسيدان هاست. آيا واقعا آن گونه که به لحاظ نقششان در ارتقاي سلامت مطرح شده اند، موثرند؟ و چگونه مي توان در مورد دريافت کافي اين مواد اطمينان پيدا کرد؟
در مورد تاثيرگذاري آنتي اکسيدان ها برحفظ سلامت جاي ترديد نيست. گر چه اکسيدان ها خود نقش دفاعي براي بدن دارند و البته نه به عنوان عوامل دفاعي ولي در بدن توليد مي شوند اما عدم تعادل بين اکسيدان ها و آنتي اکسيدان ها سلامت را به مخاطره مي اندازد. پس تعادل بين اينها بسيار مهم است.
با توجه به اين که ميوه ها و سبزيجات منبع عمده مواد آنتي اکسيداني هستند ، اگر براساس اولويت هاي در نظر گرفته شده در هرم غذايي عمل کنيم و شيوه غذايي مان را بيشتر به آن نزديک کنيم ، براي مثال در مورد مصرف 3 تا 5 وعده سبزي و 2 تا 4 سهم ميوه در روز مي توان تقريبا مطمئن بود نياز آنتي اکسيداني بدنمان تامين مي شود. يکي از نکات قابل توجه در مورد آنتي اکسيدان ها اين است که خواصي که برخي از آنها از طريق دريافت غذايي اعمال مي کنند بيش از تاثيرشان از طريق دريافت مکمل است بنابراين غذاي سالم ، شيوه تغذيه اي مناسب و براساس نيازهاي ذکر شده در هرم غذايي بهترين و ساده ترين راه ارتقاي سلامت ، تقويت سيستم ايمني و پيشگيري از بسياري از بيماري هاست.



در مرحله اول یعنی رمز گردانی ، اطلاعات فیزیكی به نوعی رمزِ قابل قبول برای حافظه تبدیل می شوند. ( مانند رمزهای دیداری ، شنیداری ، گفتاری و معنایی ) .
اندوزش عبارت است از نگهداری اطلاعات رمزگردانی شده ، و بازیابی ، فرایندی است كه به كمك آن ، اطلاعات ، هنگام نیاز از حافظه فرا خوانده میشوند.
از سوی دیگر حافظه انسان به دو نوع كوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می شود. در برخی منابع ، به نوع سوم حافظه یعنی حافظه حسی نیز اشاره شده است. (Short-Term Memory) - (Long-Term Memory) - (Sensory Memory)
اساس زیستی مراحل حافظه:
در مراحل مختلف حافظه ، ساختار های متعددی در مغز دخالت دارند. تحقیقات نشان می دهد، در جریان خواندن مطالب یا همان مرحله رمزگردانی ، بیشتر نیمكره چپ مغز دخیل است و در جریان فراخوانی و یادآوری اطلاعات ، بیشتر نیمكره راست مغز فعال میشود.
همچنین بخشی از مغز كه به "هایپوكمپ" موسوم است ، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد اما تاثیری در حافظه كوتاه مدت ندارد. این در حالی است كه فرایند های مربوط به حافظه كوتاه مدت در مناطق پیشانی قشر مغز رخ می دهند.
مراحل اصلی حافظه :
بسته به اینكه اندوزش مطالب برای چند ثانیه (یعنی حافظه كوتاه مدت) یا برای مدت طولانیتری (یعنی حافظه بلند مدت) مورد نظر باشد، شیوه كار مغز متفاوت است.
بطور كلی مرحله رمز گردانی در حافظه كوتاه مدت به صورت رمز صوتی ، دیداری و یا شنیداری است، اما در حافظه بلند مدت ، اطلاعات به صورت رمز معنایی ذخیره می شوند.
برای مثال اگر حرف "ب" در حافظه كوتاه مدت به صورت رمز صوتی ذخیره شده باشد ، هنگام یادآوری ،ممكن است حرفی كه از نظر صوتی به آن نزدیك است یادآوری شود مانند حرف "پ" یا "ف" .
اما در حافظه بلند مدت ، چون رمزگردانی به شكل معنایی صورت می گیرد ، هنگام یادآوری ممكن است داده هم معنای آن بازیابی شود ؛ برای مثال اگر فردی در حافظه بلند مدت خود ، كلمه "آفتاب" را ذخیره كرده باشد ، ممكن است در مرحله بازیابی، كلمه "خورشید" را یادآوری كند.
در مرحله بازیابی اطلاعات نیز تفاوت هایی میان انواع حافظه وجود دارد . برای بازیابی داده های ذخیره شده در حافظه ، مغز باید فرایند جستجو را انجام دهد . این فرایند در حافظه كوتاه مدت بسیار سریع است ، اما در حافظه بلند مدت به عوامل مختلفی از جمله نوع طبقه بندی مطالب در حافظه و مدت زمان سپری شده از اندوزش اطلاعات تا بازیابی آنها ، بستگی دارد.
یكی دیگر از تفاوت های انواع حافظه ، میزان گنجایش آنهاست . بررسی ها نشان می دهد ، گنجایش حافظه كوتاه مدت محدود ، یعنی بین 5 تا 9 داده و بطور متوسط ، 7 داده است ؛ در حالی كه گنجایش حافظه بلند مدت ، نامحدود است.
این یافته ها ، دانشمندان را قادر ساخته است ، راه هایی برای تقویت حافظه ، انتقال صحیح داده ها از حافظه كوتاه مدت به بلند مدت ، و چگونگی یادآوری مناسب آنها ارائه كنند.
اکثر کامپيوترها در حال حاضر از حافظه های محدود با ظرفيت 64 ، 128 و يا 256 مگابايت استفاده می نمايند. حافظه موجود در اکثر کامپيوترها بمنظور اجرای چندين برنامه بصورت همزمان توسط کاربر ، پاسخگو نبوده و با کمبود حافظه مواجه خواهيم شد. مثلا" در صورتيکه کاربری بطور همزمان ، سيستم عامل ، يک واژه پرداز ، مرورگر وب و يک برنامه برای ارسال نامه الکترونيکی را فعال نمايد ، 32 و يا 64 مگابايت حافظه، ظرفيت قابل قبولی نبوده و کاربران قادر به استفاده از خدمات ارائه شده توسط هر يک از نرم افزارهای فوق نخواهند بود. يکی از راهکارهای غلبه بر مشکل فوق افزايش و ارتقای حافظه موجود است . با ارتقای حافظه و افزايش آن ممکن است مشکل فوق در محدوده ای ديگر مجددا" بروز نمايد. يکی ديگر از راهکارهای موجود در اين زمينه ، استفاده از حافظه مجازی است .
در تکنولوژی حافظه مجازی از حافظه های جانبی ارزان قيمت نظير هارد ديسک استفاده می گردد. در چنين حالتی اطلاعات موجود در حافظه اصلی که کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند ، از حافظه خارج و در محلی خاص بر روی هارد ديسک ذخيره می گردند. بدين ترتيب بخش ی از حافظه اصلی آزاد و زمينه استقرار يک برنامه جديد در حافظه فراهم خواهد شد. عمليات ارسال اطلاعات از حافظه اصلی بر روی هارد ديسک بصورت خودکار انجام می گيرد.
مسئله سرعت
سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات بر روی هارد ديسک بمراتب کندتر از حافظه اصلی کامپيوتر است . در صورتيکه سيستم مورد نظر دارای عملياتی حجيم در رابطه با حافظه مجازی باشد ، کارآئی سيستم بشدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت . در چنين مواردی لازم است که نسبت به افزايش حافظه موجود در سيستم ، اقدام گردد. در مواردی که سيستم عامل مجبور به جابجائی اطلاعات موجود بين حافظه اصلی و حافظه مجازی باشد ( هارد ديسک ) ، باتوجه به تفاوت محسوس سرعت بين آنها ، مدت زمان زيادی صرف عمليات جايگزينی می گردد. در چنين حالتی سرعت سيستم بشدت افت کرده و عملا" در برخی حالات غيرقابل استفاده می گردد.
محل نگهداری اطلاعات بر روی هارد ديسک را يک Page file می گويند. در فايل فوق ، صفحات مربوط به حافظه اصلی ذخيره و سيستم عامل در زمان مورد نظر اطلاعات فوق را مجددا" به حافظه اصلی منتقل خواهد کرد. در ماشين هائی که از سيستم عامل ويندوز استفاده می نمايند ، فايل فوق دارای انشعاب swp است .
پيکربندی حافظه مجازی
ويندوز 98 دارای يک برنامه هوشمند برای مديريت حافظه مجازی است . در زمان نصب ويندوز ، پيکربندی و تنظيمات پيش فرض برای مديريت حافظه مجازی انجام خواهد شد. تنظيمات انجام شده در اغلب موارد پاسخگو بوده و نيازی به تغيير آنها وجود نخواهد داشت . در برخی موارد لازم است که پيکربندی مديريت حافظه مجازی بصورت دستی انجام گيرد. برای انجام اين کار در ويندوز 98 ، گزينه System را از طريق Control panel انتخاب و در ادامه گزينه Performance را فعال نمائيد. در بخش Advanced setting ، گزينه Virtual memory را انتخاب نمائيد.
با نمايش پنجره مربوط به Virtual Memory ، گزينه "Let me specify my own virtual memory setting" را انتخاب تا زمينه مشخص نمودن مکان و طرفيت حداقل و حداکثر فايل مربوط به حافظه مجازی فراهم گردد..در فيلد Hard disk محل ذخيره نمودن فايل و درفيلد های ديگر حداقل و حداکثر ظرفيت فايل را بر حسب مگابايت مشخص نمائيد. برای مشخص نمودن حداکثر فضای مورد نياز حافظه مجازی می توان هر اندازه ای را مشخص نمود . تعريف اندازه ائی به ميزان دو برابر حافظه اصلی کامپيوتر برای حداکثر ميزان حافظه مجازی توصيه می گردد.
ميزان حافظه موجود هارد ديسک که برای حافظه مجازی در نظر گرفته خواهد شد بسيار حائر اهميت است . در صورتيکه فضای فوق بسيار ناچيز انتخاب گردد ، همواره با پيام خطائی مطابق "Out of Memory" ، مواجه خواهيم شد. پيشنهاد می گردد نسبت حافظه مجازی به حافظه اصلی دو به يک باشد. يعنی در صورتيکه حافظه اصلی موجود 16 مگابايت باشد ، حداکثر حافظه مجازی را 32 مگابايت در نظر گرفت .
يکی از روش هائی که بمنظور بهبود کارائی حافظه مجاری پيشنهاد شده است ، ( مخصوصا" در موارديکه حجم بالائی از حافظه مجازی مورد نياز باشد ) در نظر گرفتن ظرفيت يکسان برای حداقل و حداکثر انداره حافظه مجازی است . در چنين حالتی در زمان راه اندازی کامپيوتر، سيستم عامل تمام فضای مورد نياز را اختصاص و در ادامه نيازی با افزايش آن همزمان با اجرای ساير برنامه ها نخواهد بود. در چنين حالتی کارآئی سيستم بهبود پيدا خواهد کرد .
يکی ديگر از فاکتورهای مهم در کارآئی حافظه مجازی ، محل فايل مربوط به حافظه مجازی است . در صورتيکه سيستم کامپيوتری دارای چندين هارد ديسک فيزيکی باشد ، ( منظور چندين درايو منظقی نيست ) می توان حجم عمليات مربوط به حافظه مجازی را بين هر يک از درايوهای فيزيکی موجود توزيع کرد. روش فوق در موارديکه از حافظه مجازی در مقياس بالائی استفاده می گردد ، کارآئی مطلوبی را بدنبال خواهد داشت . 

علائمCVS:
مهمترین علائم عبارتند از: خستگی چشم، خشكی چشم، سوزش، اشك ریزش و تاری دید، همچنین ممكن است سببدرد گردن و شانه ها نیز بشود.
11 توصیه برای كاهش علائمCVS
حسادت سنجيدن است و مقايسه و ما نسبت به مقايسه شرطي شدهايم؛ به گونهايكه هميشه در حال مقايسه كردن هستيم. ديگري خانهي بهتري دارد، ديگري بدن زيباتريدارد، ديگري پول بيشتري دارد، ديگري شخصيت پرجذبهتري دارد. تداوم مقايسهي خويش باهر آن كس كه از كنارتان ميگذرد پيامدي ندارد جز حسادت! در حقيقت حسادت محصول جانبيشرطي شدن نسبت به مقايسه است.
پس مسلماً اگر شما مقايسه كردن را رها كنيد، حسادتنيز ناپديد ميشود. آنگاه براحتي ميفهميد كه خودتان هستيد و هيچكس ديگري نيستيد،و نيازي هم نيست كه كس ديگري باشيد. اين خوب است كه شما خودتان را با درختان مقايسهنميكنيد، و اگر نه شروع به احساس حسادتي عظيم ميكرديد: چرا سبز نيستيد؟ چراخداوند اينقدر نسبت به شما سختگير بوده است … و چرا گل نميدهيد؟ حتي شانسآوردهايد كه خود را با پرندگان نميسنجيد، با رودخانهها، با كوهها؛ چرا كه در آنصورت رنج بسياري ميبرديد. شما فقط خود را با بني نوع انسان مقايسه ميكنيد؛ چونشرطي شدهايد كه خود را فقط با انسانها مقايسه كنيد؛ شما خود را با طاووسها و باطوطيها نميسنجيد و اگرنه حسادت شما قطعاً بيشتر و بيشتر ميشد. شخص حسود چنانبار سنگيني از حسادت را متحمل ميشود كه اصلاً ديگر قادر به زندگي كردننيست.
مقايسه، نگرشي بسيار احمقانه است، چون هر فردي يگانه و يكتاست وغيرقابلمقايسه. اگر يك بار فهم اين نكته در شما جا بيفتد احساس حسادت نيز ناپديدميشود. هر فردي يگانه و غيرقابلمقايسه است. شما فقط خودتان هستيد: هيچ كس هرگزشبيه شما نبوده است، و هيچ كس هرگز شبيه شما نخواهد بود. و نيازي هم نيست كه شماشبيه هيچ كس ديگري باشيد. اصولاً خداوند فقط نسخي اصيل ميآفريند، و به كپي اعتقاديندارد.
يك دسته جوجه داخل حياط بودند كه يك توپ فوتبال پرواز كنان از فراز پرچينگذشت و وسط آنها فرود آمد. خروس تاتي تاتي كرد و به طرف توپ رفت، آن را بررسي كرد،و سپس گفت: «من گله نميكنم دخترها، اما ببينيد، اين تخمها از در بغلي بيرونميآيند.»
در خانهي همسايهي بغلي چيزهاي بزرگي اتفاق ميافتد؛ علف سبزتر است؛گل سرخ، سرختر است. به نظر ميرسد كه همه خوشحالند. جز خود شما. شما دائماً در حالمقايسهايد. در مورد ديگران نيز قضيه همينطور است، آنها نيز در حال مقايسهاند. شايد آنها فكر ميكنند علفهاي زمين شما سبزتر است _ مسلماً چمن شما هميشه از دورسبزتر به نظر ميرسد. شما همسر زيباتري داريد و همين طور تا آخر. اين در حالي استكه شما شديداً خستهايد، نميتوانيد بفهميد كه چهطور به خودتان اجازه داديد به داماين زن بيفتيد، نميدانيد چهطور از شر او خلاص شويد _ ولي همسايه ممكن است به شماحسادت كند كه چنين همسر زيبايي داريد! و شما نيز ممكن است به او حسادت كنيدكه…
ميبينيم كه همه نسبت به هم حسادت ميكنند و اين ماجرا همچنان ادامه دارد. بله، به سبب حسادت است كه ما چنين جهنمي خلق كردهايم و اين همه بدجنس و شرورشدهايم.
كشاورز سالخوردهاي داشت با بدخلقي به ويرانيهاي سيل مينگريست. همسايهاش فرياد زد: «هي! آب تمام خوكهايت را به پايين خليج برده است.»
كشاورزپرسيد: «خوكهاي تامپسن چه شدهاند؟»
«آنها را هم آب برده»
«و خوكهايلارسن؟»
«آنها را هم.»
كشاورز سالخورده با خوشحالي فرياد زد: «خب، پس به آنبدي هم كه من فكر ميكردم نيست.»
اگر همه در بدبختي باشند، اين احساس خوبي است؛اگر همه متضرر باشند، اين احساس خوبي است ولي اگر همه شادمان و كامياب باشند، بهمذاق آدمي تلخ ميآيد.
اما در درجهي اول بايد ديد كه چرا ايدهي غير به سر شماخطور ميكند؟ چون شما اجازه ندادهايد كه جوهر خودتان جاري شود؛ اجازه ندادهايد كهسعادت و خوشبختي خودتان رشد كند؛ اجازه ندادهايد وجود خودتان شكوفا شود و چون ازدرون احساس تهي بودن ميكنيد به بيرون ديگران نگاه ميكنيد. چون اين فقط بيرون استكه ديده ميشود.
شما درون خود و بيرون ديگران را ميشناسيد؛ همين حسادتميآفريند. آنها نيز بيرون شما و درون خود را ميشناسند و باز حسادت خلق ميشود. هيچ كس درون شما را نميشناسد. اينجاست كه خود را هيچ و بيارزش ميدانيد وليديگران از بيرون شاد و خندان به نظر ميرسند. لبخند آنها ممكن است ساختگي باشد، اماشما از كجا بدانيد كه ساختگي است يا نه؟ ممكن است قلبهايشان نيز خندان باشد. تنهاچيزي كه شما ميدانيد اين است كه لبخند خودتان ساختگي است، چون قلب شما خنداننيست.
شما تنها كسي هستيد كه مركزيت درون خود را ميشناسيد و نه هيچ كس ديگر. درمورد ديگران شما فقط ظاهر را ميبينيد و ظاهر مردم زيبا و هنرنما و فريبندهاست.
همانگونه که اشاره شد این کهکشان دارای سه بخش است. بخش اول، مرکز کهکشان است که غبارهای کهکشانی مانع از مشاهده دقیق آن از روی زمین می شود. در نتیجه، تنها اطلاعات بدست آمده، حاصل دریافت امواج رادیویی از آن بوده است. آنچه مشاهده شده، حکایت از آن دارد که بخش مرکزی متشکل از یک هسته بسیار متراکم است. قطر آن در حدود۳۰۰۰ سال نوری و از سه قسمت مختلف تشکیل یافته است. در قسمت شرقی بقایای سوپرنواها و در بخش غربی هیدروژنهای یونیزه شده غیرعادی مشاهده شده است. قسمت مرکزی آن نیز بسیار متراکم بوده و به صورت فلکی کماندار موسوم است. در هر۱۰ میلیارد سال برخوردهای ستارگان در آن رخ می دهد. دریافت اشعه های ایکس و گاما از آن، نشانگر آنست که مرکز کهکشان مولد بسیار قوی این اشعه ها است. این اشعه ها از نتیجه نابودی چندین ماده بوجود آمده و نشان از وجود بسیاری از سوپر نواها در مرکز آن دارد.
مشاهدات دیگر نشانگر وجود یک سیاهچال بزرگ در آن است که قوه جاذبه بسیار زیاد آن توانسته بقیه ستارگان را در مدار خود نگهدارد. اختر شناسان با تلسکوپ۱۰ متری۲۰ عدد از ستارگان مرکز را در مدت۳ سال مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که سرعت این ستارگان به سمت هسته مرکزی در حدود هزار کیلومتر در ثانیه(۳/۶ میلیون کیلومتر در ساعت)بوده است. این امر نشان دهنده قدرت جاذبه فوق العاده این سیاهچال است.
با این سرعت فاصله تا خورشید را می توان در دو روز طی کرد. جرم این سیاهچال در حدود۲ تا۳ میلیون برابر خورشید است. کهکشان راه شیری با سرعتی در حدود۳۰۰ کیلومتر/ ثانیه (یک میلیون و هشتاد هزار کیلومتر در ساعت) به سمت صورت فلکی سنبله، »ویرگو«، در حرکت است.
بخش دوم کهکشان، دیسک است که بصورت یک صفحه بسیار پهناور بوده و به دور مرکز درجهت عقربه ساعت در گردش است. بیشترین ستارگان جوان از جمله منظومه شمسی در آن قرار دارند. این دیسک شامل مولکولهای اتمی و گاز H۲ و غبارهای کهکشانی است. دیسک دارای چند بازوی مختلف شامل پرساوش (پسر زاوش ودانا) از نامهای افسانه ای یونان، شکارچی ماهر یا سایگونز که منظومه شمسی ما در آن قرار دارد، دجاجه، قنطورس و حمل است. منظومه شمسی در بازویی قرار دارد که دارای غبارهای بسیار زیاد کهکشانی است و در نتیجه ما نمی توانیم بیش از چند هزار سال نوری عمق آنرا مشاهده کنیم. منظومه شمسی هر۲۰۰ تا۲۵۰ میلیون سال، با سرعتی نزدیک به۲۵۰ کیلومتر در ثانیه، یک دور کامل بدور کهکشان راه شیری می گردد. فاصله منظومه شمسی تا مرکز کهکشان راه شیری در حدود۲۸۰۰۰ سال نوری است.
بخش سوم ساختار این کهکشان هاله غباری به قدمت حدود۱۰ تا۱۵ میلیارد سال است که بیشتر ستارگان قدیمی در آن وجود دارند. این قسمت دارای گازهای بسیار داغ است که اشعه گاما را تولید می کند. وسعت این قسمت بدرستی معلوم نیست و شاید به صد و یا هزاران سال نوری برسد. این قسمت که اکثر ستارگان در آن دیده نمی شوند، بنام بخش تاریک نامیده شده است.
اگر بخواهیم عکس واقعی از این کهکشان بگیریم الزاماً باید از آن خارج شویم و این کار عملی نیست. چون بشر تاکنون نتوانسته از کهکشان خارج شود. به همین دلیل تصاویر بدست آمده بیشتر از اطلاعات دریافتی از مجموعه ستارگان رصد شده این کهکشان است. اگر شبها از مکانی کاملاً صاف و تاریک مانند یک صحرا به آسمان نگاه کنیم می توانیم نواری پهن از مجموعه عظیم ستارگان را مشاهده کنیم.
خانه ما در کهکشان راه شیری به اندازه قطره ای از یک دریای بیکران است. بشر کنجکاوانه بدنبال اسرار نهفته در آن در حال جستجو است و شاید روزی بتواند همسایه ای را برای خود بیابد.
حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !
● موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز میشود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد مییابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده میشود و دوباره به برمودا باز میگردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شدهاند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتیهای ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.
این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.
● منطقه وحشت
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
● مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روییت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت میآید … ما نمیتوانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
● علل واقعه
▪ علل فرضی طبیعی
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارایه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
▪ علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارایه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامریی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
● داستانی عجیب
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل میکنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
آیا آنها میتوانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟
● گذشته و آینده برمودا
به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارایه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد.
دانشمند روسی مدعی کشف راز مثلث برمودا شد.
به گزارش تلويزيون سراسري ژاپن (ان.اچ.كي)، شركت راهآهن شرق ژاپن درنظر دارد، تا شش سال ديگر زمينه حركت اين نوع قطار تندرو را در مناطق شمال شرقي اين كشور فراهم كند.
با راهاندازي قطارهاي نسل آينده شين كانسن در ژاپن، مسير ميان دو شهر توكيو و آئموري كه حدود ۸۰۰كيلومتر با يكديگر فاصله دارند در طول حدود سه ساعت پيموده ميشود.
به گزارش ان.اچ.كي، به نظر ميرسد شركتهاي راه آهن ژاپن براي تقويت قدرت رقابتي خود در برابر شركتهاي هواپيمايي، سرعت قطارهاي تندرو خود را افزايش ميدهند. شركت راه آهن شرق ژاپن پيشتر در جريان انجام حركت آزمايشي توانسته بود، سرعت قطار شين كانسن از نوع نوين «فاستك ۳۶۰ اس» را به ۳۶۰كيلومتر در ساعت برساند.
اين قطار تندرو در حركتهاي آزمايشي توانسته بود، بدون تكانهاي شديد و يا صداهاي ناهنجار، با سرعت بيش از ۳۶۰كيلومتر در ساعت حركت كند.
ژاپن همچنين براي جايگزين كردن قطارهاي شين كانسن در آينده مشغول به بهرهبرداري رساندن نوعي قطار به نام «لينير موتوركار» است كه با استفاده از نيروي آهنربا ميتواند حدود ۵۰۰كيلومتر در ساعت حركت كند.
«لينير موتوركار» بهعلت آن كه از نيروي آهنربايي استفاده ميكند با فاصله اندكي از روي سطح ريل حركت ميكند و بههمين دليل تقريبا آرام و بدون لرزش حركت ميكند.
پیش از کشف این ویتامین تصور می شد پلاگر یک بیماری ویروسی یا میکروبی است که افراد خانواده های فقیر را مبتلا می سازد اما با کشف ویتامین B3 ، در ابتدای قرن بیستم علت و راه درمان آن شناخته شد .
B3 جزء ویتامینهایی است که در شرایط مختلف مقاوم است . از اینرو به راحتی هدر نمی رود ، این ویتامین در بسیاری از مواد غذایی مثل ذرت یا گندم به صورت ترکیب با مواد دیگر وجود دارد که پیش از شکسته شدن جذب بدن نمی شود . در آمریکای لاتینقوت غالب سرخپوستان ذرت بود آنها برای تهیه غذا ابتدا ذرت را در آب آهک می خیساندند و با این کار ویتامین B3 موجود در آن را آزاد می کردند ، بدون اینکه دقیقا بدانند با این کار از ابتلا به پلاگر پیشگیری می کنند . در بررسی های اپیدمیولوژیک آتی دیده شد در مناطقی که از آرد تصفیه شده خصوصا آرد ذرت استفاده می کردند ، بیشترین میزان ابتلا به این بیماری دیده شده است .
برای کشف این ویتامین تحقیقات بسیاری خصوصا بر روی سگها صورت گرفت و حتی در انجام یک بررسی برای مدتی به زندانیان یک زندان غذایی دادند که از ویتامین B3 فقیر بود ، همه آنها به پلاگرمبتلا شدند و با دادن ویتامین B3 علائم پلاگر در آنها برطرف شد .
نقشهای ویتامین B3
میزان مورد نیاز بدن یک فرد نرمال از این ویتامین ، 18 میکرو گرم در روز است .
کمبود ویتامین B3
در صورتیکه این ویتامین کمتر از حد مورد نیاز مصرف شود ، بدن در مدت کوتاهی به کمبود آن مبتلا می گردد . عوارض اولیه ، ضعف عضلانی، کم اشتهایی، سوء هاضمه و عوارض پوستی است بروز حتی یکی از این عوارض می تواند نشانه کمبود B3 باشد . در صورتیکه کمبود این ویتامین ادامه یابد ، فرد مبتلا به بیماری پلاگر می شود که علائم آن اسهال ، اختلالات روحی ، خشکی و پوسته شدن پوست بدن در مناطقی که در معرض نور خورشید هستند ، ورم کردن زبان و در نهایت مرگ است .
منابع غذایی ویتامین B3
نیاسین در تعداد زیادی از مواد غذایی موجود است . در بعضی از مواد به صورت ترکیب وجود دارد که درحین پخت آزاد می شود و در اقلام مواد غذایی حاوی پروتئین ، مواد اولیه را تولید می کند .
کنسرو ماهی تن دارای مقدار قابل توجهی B3 است ، همچنین این ویتامین در نان ، سیب زمینی ، ذرت، گوشت گاو و در میوه ها و سبزی ها در گیلاس ، هلو و هویج موجود است .
در صورتیکه شما در روز 4 تا 5 کف دست نان و غذای تهیه شده با گوشت ( حداقل 100 گرم ) و سیب زمینی پخته ( با پوست ) و 1 یا 2 عدد میوه مثل گیلاس و هلو مصرف کنید میزان نیاز شما از ویتامین B3 برآورده می شود .
ضمنا ذرت بو داده نیز یک خوراکی کم کالری و دارای میزان مناسبیB3 است که می توانید در میان وعدها مصرف کنید .
نقص ايمني اكتسابي (ثانويه)1



همچنين در بسياری از جوامع که از زنان انتظار می رود بلاشرط خواسته های مردان را برآورده کنند اين زنان تسلط کمی در روابط جنسی خود داشته باشند. در اين جوامع به زنان اين اختيار داده نمی شود که در روابط جنسی خود خواستار اقدامات پيشگيرانه شوند يا حتی به رابطه خود با مردی که در گروه پرخطر برای ابتلا به ايدز محسوب می شود، خاتمه دهند.
در هر برنامه ای که برای مبارزه با اپيدمی ايدز به اجرا گذاشته می شود ضروری است به زنان اين قدرت و اختيار داده شود که کنترل روابط جنسی خود را به دست گيرند.
![]()
![]()
ميليون ها کودک در سرتاسر جهان بدليل بيماری ايدز٬ يتيم شده اند و بسيار مستعد و آماده برای آلودگی به HIV می باشند.
![]()
![]()
حتی کانون خانواده و ازدواج نيزدر بسياری جوامع ضامن امنيت يک زن نيست. در جوامع بسياری مسئله ارتباط زن شوهردار با مردی ديگر نه فقط قابل قبول نيست، بلکه جرم بسيار سنگينی محسوب می شود. در حاليکه مناسبات جنسی خارج از روابط زناشويی مردان و حتی ارتباط آنان با زنان خودفروش به عنوان مسئله ای طبيعی قلمداد شده و به راحتی پذيرفته می شود. از سويی ديگرآمار مردان معتاد به مواد مخدر تزريقی در ايران به شکل نگران کننده ای بالا است. اين گروه از افراد اولين گروه در معرض خطر، با ميزان ريسک بسيار بالای آلوده شدن به HIV هستند.
![]()
![]()
مشکل ديگری که زنان را در مقابل HIV آسيب پذيرتر می کند، بهره برداری جنسی از آنان برای منافع مالی از طريق خود فروشی می باشد. تنگدستی و فقر مالی ازعمومی ترين دلايل روی آوردن به خود فروشی درقشر زنان می باشد. کمتر اشخاصی هستند که به دليل لذت و تفريح به اين کار روی بياورند. زنان خودفروشی که به اين کار روی می آورند درمعرض خطر بسيار بالای آلوده شدن قرار دارند.
بسياری از اين افراد، بيوه زنانی بدون سرپرست و بدون امنيت اجتماعی می باشند که برای ادامه حيات٬ به اين کار پناه می آورند. زنان نا اميدی که نياز به پول برای سرپرستی و نگهداری بچه های خود دارند، در جايگاهی نيستند که مشتريان خود را مجاب به استفاده از کاندوم نمايند که اين البته به معنای آن است که نه فقط خود آنان در معرض خطر آلوده شدن می باشند بلکه درصورت آلوده بودن به HIV می توانند ويروس را نيز به مشتريان خود انتقال دهند در معادله ای ساده٬ این قبیل مشتريان که کاندوم استفاده نمی کنند نيز اشخاصی هستند که ايدز را به خانه خود می برند.
![]()
![]()
بسياری از زنان نيز شرکای جنسی مردان معتادی هستند که از راه سرنگ به HIV آلوده شده و اين آلودگی را به زنان خود انتقال داده اند.

میان سه دلیل عمده گیاهخواری ( فیزیولوژیک – اخلاقی – اقتصادی) دلیل اخلاقی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. اساس گیاهخواری بر مبنای اخلاق بنا شده است. اخلاق و رفتار و عادات همگی به خوراک انسان بستگی دارد. تاثیر انکار ناپذیر خوراک را نمی توان بر این وجوه نادیده گرفت. ضرب المثلی فرانسوی می گوید: « به من بگو چه می خوری تا بگویم که هستی » فیثاغورث و افلاطون هم از جمله فلاسفه ای بودند که کشتار حیوان و خوردن آن را مخالف خلق و خوی انسانی می دانستند. آنها عقیده داشتند که گوشتخواری تاثیر بدی در ذهن دارد. در نگاه نخست بعید بنظر می آید که طرز تغذیه به رفتار وحشیانه مربوط باشد. ولی وقتی متوجه می شویم که حیوانات گوشتخوار، درنده و حیوانات علفخوار، مهربانند مستمسکی بدست ما می آید که درباره این موضوع فکر کنیم. مثل هر عمل دیگری فکر کردن نیز بستگی زیادی به اعضای سالم دارد. ما می دانیم که الکل در دید چشم اثر دارد و رانندگان اتومبیل در چنین حالی بیشتر مورد خطر قرار می گیرند. چون عمل فکر کردن کند می گردد. سموم و تغذیه ناجور همان اثر غافل گیر کننده ( مثل الکل) را دارد. و نسلهایی که بد تغذیه گشته اند مغزهایی را بوجود می آورند که در قدرت تفکر و گرفتن تصمیمات اخلاقی پائینتر از حد اعتدال قرار گرفته اند. واضح است که عملی برای از بین بردن علت انحراف و عدول انجام نگرفته است. مجازات و تنبیهات بعد از جنایت و جرم فقط معلولها را از بین می برند نه علتها را، همانطور که داروهای معجزه آسای جدید! ممکن است علت بیماری را از بین نبرد .
افکار منطقی ما را به سوی تغذیه بدون گوشت هدایت می کند. اغلب انسانها راضی نمی شوند که به حیوانات آزار برسانند ولی بطور غیر مستقیم دیگران را به این کار وادار می نمایند. شکی در این نیست که اگر قرار بود حیواناتی را که از گوشتشان تغذیه می کنند خودشان بکشند خیلی ها از گوشتخواری دست بر می داشتند و گیاهخوار می شدند .
بیهوش کردن حیوان توسط ضربه مغزی و بریدن شاهرگ بعد از بیهوشی در حالیکه حیوان در حال دست و پا زدن و جانکندن است و خالی کردن شکم در حالیکه جسد هنوز گرم است، حتی ذکرش هم وحشتناک و چندش آور است. کشتن در انسان عواطف را کشته و بی احترامی به زندگی را ایجاد می کند. اگر ما گوشت بخوریم عده ای از انسانها را محکوم به شغلی ذلیل کننده نموده و شریک جرم، جنایت و شقاوت بر حیوانات کرده ایم .
نباید فراموش کرد که مسئولیت خدشه دار شدن عواطف یک قصاب یا شخصی که در سلاخ خانه به کشتار حیوانات مشغول است و آنقدر به این کار استمرار ورزیده که دیگر هیچ گونه احساسی نسبت به کشتار و قتل در وجود خویش ندارد، بردوش تمام کسانی است که گوشت می خورند و از دیگر محصولات حیوانی که باعث مرگ حیوان می شود استفاده می کنند .
اگر شما هم وقت سر بریدن یک حیوان روی خود را بر می گردانید و یا چشمانتان را می بندید، عواطف و حساسیتهای انسانی هنوز در وجودتان زنده است. نباید این احساسات را کوچک شمارد و نادیده گرفت. چرا که این حس می تواند خود بازدارنده بسیار مهمی برای جلوگیری از جنایات و بی رحمیها گردد. یکی از دلایل جرائم و جنایات بی رحمانه (علاوه بر تربیت نادرست و محیط غیر طبیعی که انسان در آن زیست می کند)، می تواند خفه کردن همین حس ظریف انسانی باشد. یک کودک امروزی در سن ده سالگی باالفعل از دیدن والدین و معلمین مدرسه طوری تربیت شده است که کشتار را بدون اینکه درباره اش فکر کند پذیرفته است. به او یاد داده اند که مردان بزرگ تاریخ کسانی هستند که مهارت زیادی در کشتار داشته اند. آموخته است که اجساد مرده حیوانات هدیه خدا برای خوراک هستند. و به این نحو کودک برای یک زندگی رقابتی تربیت می گردد .
ما بزرگ شده ایم بدون اینکه از والدین خود علت قطع حیات موجودات و ضرورت آنرا جویا شویم به این علت باید ارزش گوشتخواری را که مستلزم گرفتن حیات موجودات است و در هسته زندگی ما قرار گرفته با دیده شک و تردید نگاه کنیم و لزوم استفاده از منابع گوشتی را در یک برنامه ی درست علمی بررسیم. این سئوال بسیار مهم است که آیا بدن ما بدون گوشت می تواند به حیات خود ادامه دهد؟ و یا بخاطر نوعی حس تنوع طلبی دست به این کشتار بی رحمانه می زنیم؟ و اگر جواب در هر دو سوال مثبت باشد باید فکری بحال اخلاقیات فاسد شده ی خویش بکنیم .
نباید فکر کرد که حیوانات از روی میل و براحتی وارد اطاق مرگ می شوند. آنها پر از وحشتند و سخت از ورود به کشتارگاه مقاومت می کنند. اینها خیلی اوقات بعد از سفرهای طویل و خسته کننده بوسیله راه آهن و جاده ها بطور نیمه جان و زخمی وارد کشتارگاه می شوند. تمام حیوانات تکامل یافته مثل اسبها و گاوها از بوی خون وحشتزده می گردند. و کتکهای وحشیانه ای لازم است تا آنها را مجبور به ورود به کشتارگاه نماید. خیلی اوقات گوسفندها را از دم و گردن می گیرند و سخت به زمین می زنند. و اغلب دیده شده که کارگر سلاخی برای اینکه به کار سرعت بخشد و از توقف کار جلوگیری کند مجبور است دست یا پای حیوان بیچاره را لای شیارهای نقاله هایی که حیوان را به سمت کشتارگاه هدایت می کنند گیر دهد و چه بسا از فشار شدید آهنها استخوان حیوان سخت بشکند و از درد ناله سر دهد. ولی این صداها هیچ گاه به گوش کسانی نمی رسد که به راحتی سر سفره های رنگین گوشت می نشینند و از ظرایف اخلاقی سخن بمیان می آورند .
تا زمانی که احساسات طبیعی وبی آلایش قلب خودمان را بزور خفه نکرده ایم واضح است که در نهادمان یک احساس تنفر و اکراه از کشتار و درد سایر جانوران حس می کنیم. این حس انزجار از کشتار و خون در افرادی که گیاهخوار شده اند بسیار بیشتر می شود
ستمگری و کشتار بی دلیل و غیر ضروری نسبت به حیوانات دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانی است. اگر با ذهنی سالم به این حیوانات بنگریم نباید آنها را اشیائی برای ارضاء حس تنوع طلبی خود تصور کنیم. آنها نیز موجودات زنده ای هستند که هم مفهوم درد را حس می کنند و هم شادی را، هم مهربانی مادری دارند و هم ترس از مرگ. و هیچ دلیلی وجود ندارد که آنها را موجوداتی پست تر از خود بحساب آوریم. اگر پستی را در ظلم و ستمگری ببینیم بعضی از انسانها به مراتب پست تر و رذل تر از تمام حیوانات هستند. چرا که حیوانات تنها غذای طبیعی خود را می خورند و برایشان کفایت می کند ولی انسان شکم پرست شکمش را گورستان فراخ همه جنبندگان کرده، از مرغ هوا تا حلزون دریاها .
انسان میوه خوار آرام یک دیو خونخوار گردیده یک خراب کننده ی پست می شود و احتیاج او به نابود کردن و شکنجه نمودن تا پست ترین رذالتها می رود. او می کشد برای خوردن – می کشد برای شفا دادن – می کشد برای آمرزیدن – می کشد برای پوشش، برای زیور، برای پول، برای جنگ، برای علم، برای تفریح و بالاخره می کشد فقط برای کشتن. پادشاه ستمگر غدار پر آواز و خونخوار است که همه چیز را می خواهد و به هیچ چیز ابقا نمی کند. و هنوز به خودش دلداری زندگانی بهتری را در دنیای دیگر می دهد .
آدمی گوسفندان را بزرگ می نماید تنها برای اینکه به پول نزدیک کند این برده های بی آزار و آرامی که همبازی بچه های او می باشند یکروز هم « به به ئی » را جلوی بچه های خودش سر می برد و این بچه دیوها که در یک محیط جنایات ننگین و اهانت به قوانین اخلاقی و انسانیت بزرگ می شود گرته از روی پدران درنده خویش بر می دارند. اگر انسان گاهی بعضی از حیوانات را می پروراند یا دوست دارد برای احترام به زندگی و حس اخلاقی نمی باشد بلکه تنها از روی خودخواهی و منفعتی است که از آنان می برد تا اینکه وقت خوردن آنها برسد و در حقیقت فریبندگی، دو رویی و تمسخر به انسانیت است .
در کتاب «نظر یک گیاهخوار به جهان و هستی» نویسنده آن پیترپریمن آمار زیر را درباره حیواناتی که هر سال به انواع و اقسام مختلف ذبح می شوند ارائه داده است
وقتی که به این اعداد نجومی نگاه می کنیم می توانیم تصور کنیم که چه جهنمی برای حیوانات روی زمین ایجاد کرده ایم .
عجیب نیست که اینها بعد از هزاران سال شقاوت از ما می ترسند. هر روز که آفتاب طلوع می کند، سیلی از خون در دنیا جاری می گردد. و میلیونها از حیوانات و پرندگان برای خوراک، عیش و تحقیق زجر داده و کشته می شوند.
چند دلیل زیر مقداری از دلایل بسیار زیادی است که ثابت می کند انسان بطور حتم جزو گیاهخواران می باشد و اشتباهاً از روی حرص، شهوت و یا شاید هم بخاطر اجبار در دورانی که یخبندان سطح کره زمین را پوشانده بود به این تغذیه غلط روی کرد و تابکلی دست از این عادت مضرش بر ندارد روی سلامت و آرامش را نخواهد دید. آنچه مسلم است در طبیعت هر چیز در جای خاص خودش قرار دارد. یک گیاه برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان. ساختمان دهان یک جانور برای چریدن است و دیگری برای دریدن. انسان موجودی نیست که ساختمان بدنش چیزی مقایر با قوانین طبیعت باشد. او نیز زاده طبیعت است و وابستگی نزدیکی به طبیعت داد. هر گاه او را رو یهمرفته با سایر جانوران مقایسه کنیم می بینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده. بلکه ساختمان بدن او بسیار نزدیک است به ساختمان میمونهای میوه خوار.
دلیل اول
در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند .
دلیل دوم
انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند.
دلیل سوم
آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای کلبی همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود) .
دلیل چهارم
در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتریهای مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تغایر غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد. تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از میکربها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند. این ثابت می کند گوشت یک غذای اشتباه و مضر برگیاهخواران می باشد .
دلیل پنجم
معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این اساسی ترین دلیل برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند .
دلیل ششم
ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.
دلیل هفتم
گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار ساخته نیست و همین علت اصلی امراضی چون نقرس و ناراحتیهای کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است .
دلیل هشتم
انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشتهای ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند .
دلیل نهم
چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست .
دلیل دهم
چربیهای موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد
سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه و شکم پرستانه است. مصرف چربیهای گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره هیچوقت دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند .
دلیل یازدهم
حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند .
دلیل دوازدهم
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تارکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.
دلیل سیزدهم
پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وامی دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.
دلیل چهاردهم
حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.
دلیل پانزدهم
تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود .
دلیل شانزدهم
طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (درضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد.- انسان طبیعتاً از گشتن و خون گریزان است.)
دلیل هفدهم
میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شدید شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات ، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و میکروبهای خطرناک است، بخصوص انواع و اقسام کرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده می چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به کم خونی، زردی، رنگ پریدگی، لاغری، ضعف بنیه، پر خوابی و بی حوصلگی می کنند. هر چند پختن تا حدودی این کرمها را از بین می برد ولی تصور از بین بردن تمام این موجودات خطرناک از راه پختن یک راه اساسی نیست زیرا که خیلی از آنها می توانند درجه حرارتهای بسیار شدید را نیز تحمل کنند و تازه آنهائی که از بین می روند مواد زائد سمی خود را همچنان باقی می گذارند و آن اکثریتی که از بین نمی روند در بدن بسرعت رشد کرده و زندگی را بر شخص گوشتخوار تنگ می گردانند. اگر شما نیز گوشتخوار هستید چه بسا که مبتلا به این کرما، ویروسها و انگلها بوده، ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید.
دلیل هجدهم
بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد .
دلیل نوزدهم
قسمتهای مختلف گوشت بطور وحشتناکی از اسید ئوریک (اوره) برخوردار است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای 30 گرین و یک کیلو جگر بیش از 40 گرین اسید ئوریک دارد، در وضعیکه تمام اسید ئوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط 6 گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیدئوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماریها تا وقتی مریض به خوردن گوشت ادامه می دهد هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشد .
دلیل بیستم
چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همینکه گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند .
دلیل بیست و یکم
دستهای انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد .
دلیل بیست و دوم
کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع. کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ .
عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بود و متعفن خواهد گردید .
دلیل بیست و سوم
گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلوریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی گوشت بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد .
دلیل بیست و چهارم
انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا ادعا می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به زندگی ادامه دهد. این در حالیست که گوشتخواران می توانند بدون خوردن گیاه زندگی کنند و سالم باقی بمانند .





























مفاهیم کلی
وجود یک شی خارجی و خصوصا نرم و سبک ، سریعا موجب ایجاد عطسه میگردد تا مواد خارجی ، از بینی خارج شود. داخل حفرات بینی بوسیله بافت پوششی دربرگرفته شده که شامل مژه ، سلولهای بویایی و سلولهای محافظ میباشند. اما قبل اینکه شی خارجی بتواند مژهها را به حرکت وادار کند، این شی به غشای مخاطی روی لایه پوششی برخورد میکند و همین باعث تحریک سلولهای عصبی واقع در بافت پوششی میشوند و پیام به هیپوتالاموس مغز رفته و موجب تشخیص یک بوی خاص میشود. اما چگونه عطسه اتفاق میافتد؟ برای ایجاد عطسه ، نیاز به حرکت در آوردن مژههای سطح پوشش بینی است در واقع ، عطسه بیشتر تحت کنترل حس لامسه است تا چشایی.
رفلکس عطسه
رفلکس عطسه بسیار شبیه رفکلس سرفه است به استثنای اینکه به جای مجاری تنفسی تحتانی مربوط به مجاری بینی است. استیمولوس ایجاد کننده رفلکس عطسه تحریک در مجاری بینی است و ایمپالسهای مرکز رو از طریق عصب پنجم به پیاز مغز تیره میروند که در آنجا رفلکس عطسه تحریک میشود. به این ترتیب مقدار زیادی هوا به سرعت از طریق بینی عبور میکند و به این ترتیب به پاک کردن مجاری بینی از مواد خارجی کمک میکند.
زمانی که عطسه روی میدهد قفسه سینه شدیدا منقبض میشود. در همان زمان جعبه صدا بسته میشود بطوری که تا قبل از باز شدن جعبه صدا ، هوا با فشار زیادی در پشت آن جمع میشود این حالت انفجاری هوا مقدار زیادی از بلغم و مواد دیگری مانند میکروبهایی را که در بینی جمع شدهاند را پاک میکند و آن را با فشار خارج میسازد. این واقعیت که سرفه و عطسه باعث گسترش بیماری میشوند حقیقتی انکار ناپذیر است و به کودکان باید آموخت که در موقع عطسه دستمال جلوی دهان و بینی خود بگیرند.
عطسه و نور
مکانیزم ایجاد عطسه بین همه مردم جهان یکسان نیست بطوری که تنها 25 درصد مردم جهان هنگام نگاه به خورشید یا روشنایی زیاد ، عطسه میکنند که این عکسالعمل را عکسالعمل عطسه آور نسبت به نور گویند. دانشمندان در این مورد نظریات مختلفی دارند. بر اساس یکی از معروفترین نظریهها ، عصب جمجمهای عامل عطسه ، با طریقی عصب بینایی (Optic) مرتبط است. زمانی که عصب بینایی به شدت تحریک شد، منقبض میشود. و این فرایند بر عصب جمجمهای عطسه اثر گذاشته و موجب عطسه کردن میگردد.
برخی محققان عقیده دارند افرادی که آلرژی دارند استعداد بیشتری نسبت به عطسه در مقابل نور دارند. در یک بررسی وقتی آلرژی آنها درمان شد، عطسه آنها در مقابل نور کاسته میشود. نظریه دیگر ، حاکی از آن است که نور ، عصبهای صورت را تحریک و در پی آن مخاط غشای بینی تحریک شده و عطسه اتفاق میافتد. در آخر ، اگر چه هر کس به درستی نمیداند نور خورشید چرا سبب عطسه میشود ولی به نظر میرسد این حالت بدون هیچ سود و زیانی برای فرد باشد.
عطسه و فشار آن
به علت فشار بالای عطسه در پرتاب کردن ذرات از بینی جلوگیری از آن در برخی موارد به پارگی برخی عروق در سر یا گردن میانجامد و اگر شدت عطسه خیلی بالا باشد ممکن است یک دنده انسان را بشکند.
عطسه و تعداد آن
چنانچه تعداد عطسه در حد متعادل باشد، نیازی به پیشگیری از آن نیست و باید بدن را در کاربرد دستگاه دفاعی خود آزاد گذاشت . اما در صورتی که تعداد بالای عطسه باعث آزار فرد گردد باید با داروهای ضد حساسیت آن را درمان کرد چرا که یکی از علایم حاصل از آلرژی ، عطسه میباشد. عطسههای پیاپی و پشت سر هم معمولا نشانه وجود آلرژی است اما تک عطسه معمولا نشانه سرماخوردگی است. به علاوه در سرماخوردگی به ترشحات بینی ، زرد رنگ است، در صورتی که در آلرژی ترشحات بینی ، بیرنگ و رقیق میباشد.
حدیث و دعا در رابطه با عطسه
به نقل از خدمتکار حضرت حجت "عج" آمدده است که آنحضرت به ایشان فرمود: "آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت بدهم؟" گفتم: آری. فرمود: "عطسه علامت امان از مرگ تا سه روز است". نیز در روایات آمده است بعد از عطسه ، انگشت روی بینی گذاشته و دعای زیر را بخوانید: الحمد...رب العمالمین علی کل حال انی امنت برتکم فاسمعون الحمدالله رب العالمین.
خرافات و عطسه
مردم مختلف در حدود عطسه ، عقاید مختلفی دارند. برخی ، به محض عطسه فال حافظ یا استخاره قرآن را انجام میدهند. برخیها لفظا میگویند صبر آمد و کار خود را متوقف میکنند و اگر موقع بیرون رفتن باشد، حتی ممکن است به خانه برگردند. یا کفشهای خود را نگه به لنگه بپوشند، یا در کفشهای خود نمک بریزند اما همه این اعمال به خاطر چیست؟ به این خاطر است که مردم در مورد عطسه خاطره چندان خوشی ندارند.
مثلا آیا شنیدهاند کسی در هنگام عبور از خیابان عطسه کرد و همین موجب تصادف او گردید، یا اینکه آیا برایتان اتفاق افتاده وقتی دستتان چایی است عطسه کرده و چایی رویتان و موجب سوختن شما شود. اینها و هزاران مورد دیگر ، از جمله مواردی هستند که اکثر مردم به عطسه و نتایج آن ، به دید منفی نگاه کنند و عطسه بیشتر از آنکه آرامش دهنده و به عنوان یک سیستم دفاعی بدن باشد بلای جان بشر میشود.
چشم انداز حبث
با در نظر گرفتن نتایج علمی کنونی در صدد مکانیسمهای دفاعی بدن و از آن جمله عطسه ، اعتقاد به خرافات مساله واهی به نظر میرسد اما این عقیده حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، نیز وجود دارد. اما احتمال این میرود که در آینده از اعتقاداتی همچون وقتگیر و دست و پا گیر ، کاسته شود و جای خود را به توجیهات علمی بدهد.

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصيتي قوي و اراده اي بالا دارند. در تصميم گيري ها ، خيلي محکم عمل کرده و تا حدي خود راي و مغرور هستند . اين افراد اعتماد به نفس بالايي دارند و در کمک به ديگران سعي مي کنند تا آخرين توان خود را مصرف کنند. 
دارندگان چشم هاي آبي داراي نگاهي عميق بوده و شخصيتي حساس و شفاف دارند . اين افراد به راحتي فکر و نظر خود را به ديگران تحميل مي کنند و به همين نسبت جرات و شجاعت ويژه اي هم به خرج مي زنند . قابل توجه است که بيشتر چشم آبي ها طبيعت و احساساتي هنري و ملموس دارند. 
صاحبان چشمان مشکي انسان هايي رويايي هستند که در فضاي شاعرانه اي زندگي مي کنند و همچنين بسيار دست و دل باز هستند . بسيار سعي مي کنند با هر چه دارند به ديگران کمک کنند اين افراد همچنين داراي خلق و خوي اجتماعي و احساسات ظريف هستند.
چشم قهوه اي سنبل مهرباني و محبت است و هر چه تيره تر باشد مهر و محبت صاحبش بيشتر است . چشم قهوه اي ها بسيار خون سردند و هر چه را که مي خواهند به راحتي تصاحب مي کنند. چنين به نظر مي رسد که اين افراد معناي عصبانيت را نمي شناسند و از آرامشي تمام نشدني بهره مندند.
صاحبان چشم هاي خاکستري دو دسته هستند ، يا از شخصيتي آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و يا شخصيتي عصبي و انقلابي دارند و هميشه به دنبال آرامش مي گردند ولي در مجموع انسان هايي سرسخت و سنگين دل هستند.
با وجود اينکه چشم عسلي ها انسان هايي خوش قلب هستند ولي با ديگران صريح نيستند . اين افراد هميشه به دنبال دوست مي گردند . چشم عسلي ها معمولا از کودکي روي پاي خود بزرگ شده و دوست ندارند به ديگران تکيه کنند .


هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد.
-در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت.
-هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
-بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد .
-بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.
-اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود.
-سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست.
- وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
-نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند.
- امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
- عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد.
- فشار در مركز خورشيد تقريبا700ميليون تن بر452/6سانتي متر مربع است.
- طول عمر مردم سويد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
-شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند.
-داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است . در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت ميرسد.
-ابشار آنجل در ونزوئل20 بار بلندتر ازابشار نياگارا است.
- يك ليتر سركه درزمستان سنگينتراز تابستان است.
- 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي ميكنند در زير خاك مدفون شده اند.
- نزديكترين ستاره به زمين بعد از خورشيدالفامنچوري است كه فاصله ان تا زمين 3/4سال نوري است.
-تنها حيواني كه نمي تواند شنا كند شتر است.
- فلز اوسميم سنگينترين ماده روي زمين است .
- ايا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقيه غير نظامی است.
- در هر ثانيه بيش از ۵۰۰۰ بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون بر خورد ميکند و
تصويری را که شما تماشا ميکنيد بوجود می اورد.
ايا ميدانيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت يک به 64 ميليارد است.
- اگر امواج ماوراي صوت را به قسمت محدودي از فضا كه در ان گرد و غبار و يا ذرات
دود سيگار موجود باشد بتابانيم اين ذرات با سرعت رسوب ميكنند.
- ايا ميدانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه ميرسد در حالي
كه پايين ترين قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.
- ايا ميدانستيد که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی يعنی روستای بزرگ.
- ايا ميدانستيد که قد انسان تا ۲۰, ۲۵ و گاها تا ۴۰ سالگی بلند ميشود و از چهل سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ميلی متر کوتاه ميشود.
- آيا ميدانستيد که ناخنهای دست چهار برابر ، سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند.
- آيا ميدانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم.
- آيا ميدانستيد که در حدود يک سوم سرطانهايي که در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه که ميخوريم در ارتباط هستند.
آيا ميدانستيد که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند.
- ايا ميدانستيد که تنها موادی که دارای يکی از عنصرهای آهن, کوبالت يا نيکل باشند جذب اهن ربا ميشود.
- ايا ميدانستيد که مغز شما وقتی خواب هستيد فعاليتش بيشتر است از وقتی که در حال تماشای تلويزيون هستيد.
- آيا ميدانستيد که مغولستان بزرگترين کشور جهان است که به دريا و اقيانوس راه ندارد.
- آيا ميدانستيد که انگشت سبابه «نشان» از ساير انگشتان دست حساستر است.
- آيا ميدانستيد که ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- ايا ميدانستيد چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشکي است . او در عرض
فقط 3 ثانيه تا 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. رکوردي که حتي
سريعترين خودروهاي فراري هم نتوانسته اند بشکنند.
- طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد
-ايا ميدانستيد كه برج آزادي كه در بندر نيويورك(ايالات متحده امريكا) قرار دارد
92 متر ارتفاع و هديه اي از طرف فرانسه است.قطعات اين مجسمه كم كم با
كشتي از فرانسه به امريكا اورده شد و در انجا سر هم شد.
- ايا ميدانستيد تشكيل و تولد سياره اي مشابه زمين حداقل به سه ميليون سال
نياز دارد.
- آيا ميدانستي که در هر شبانه روز تقريبا هيجده هزار ليتر خون در بدن به جريان انداخته ميشود و اين کار عظيم را قلب به تنهايي عهده دار است.
- ايا ميدانستيد که شمار تلفات جاني در جنگ جهاني دوم که بين
سالهای 1939 تا 1945 بود، بيش از بيست و شش ميليون نفر بود.
آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند
- آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند
- آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگانياند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريعالسير رقابت كند
- آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد
- آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است
- آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
- آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است
- آيا ميدانستيد که يك چهارم خاك روسيه در سال پوشيده از برف است
- آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند
- جهان حدود 7/13 ميليارد سال پيش متولد شده است. فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شکلي که ما مي شناسيم تشکيل شده است ، يعني ماده معمولي که ما مي شناسيم و در آزمايشگاه وجود دارد، فقط 4درصد کل عالم را مي سازد. 23درصد عالم را ماده تاريک سرد تشکيل داده که دانشمندان اطلاعات خيلي کمي درباره اش دارند و 73درصد باقي مانده را انرژي تاريک عجيب تشکيل مي دهد که تقريبا تنها چيزي که در موردش مي دانيم ، اين است که وجود دارد! هندسه کيهان تخت است و مشاهدات WMAP مدل تورمي را تاييد مي کند که مي گويد: جهان با مهبانگ شروع شد و در زمان کوتاهي خيلي سريع منبسط شد و سپس آهنگ انبساطش کند شد تا به مقدار کنونيش رسيد. اين انبساط ادامه خواهد داشت و جهان تا ابد منبسط خواهد شد. نتايج اخير امکان توقف انبساط يا باز رميدن جهان در خودش را رد مي کند. طبق محاسبات نخستين ستاره ها 200 ميليون سال پس از توليد کيهان متولد شدند. به خاطر زماني که طول کشيده تا اين تابش به ما برسد اين داده هاي جديد جهان را درست آن طور که بلافاصله پس از مهبانگ بوده ، نشان مي دهد. اين تابش دورترين چيزي است که دانشمندان تاکنون موفق به مشاهده آن شده اند
- تنها قسمت بدن که خون ندارد قرينه چشم است 
- شتر مرغ در3 دقيقه 95 ليتر اب می خورد
- با 30 گرم طلا نخی به طول 81 k/m می توان درست کرد
- با يک مداد معمولی خطی به طول 58k/m می توان کشيد
- درسال ۱۶۵۴قبل از اختراع ماشين بخار اولين بار اتوفن گواريک فيزيکدان المانی با ازمايش نشان داد که هوا دارای فشار است.وی ابتدا هوای دونيمکره مسی را با پمپ تخليه هوا از انها خارج نمود وسپس انها را به هم چسباند اين نيمکره ها بقدری از هوای بيرون تحت فشار بودند که ۸ جفت اسب از طرفين هم نمی توانستند نيمکره ها را از هم جدا سازند. فشار هوا را در سطح تراز دريا يک اتمسفر فرض شده است با بالا رفتن از سطح تراز دريا فشار هوا به علت کاهش چگالی هوا کم می شود از انجايی که شارش هوا از منطقه پر فشار به کم فشار صورت ميگيرد کوهنوردان در صعود به کوه دچار مشکل می شوند چون هوای بيرون فشار کمی دارد وبراحتی اکسيژن وارد بدن شخص نمی شود به همين دليل کوهنوردان در صعود به کوههای مرتفع اکسيژن با خود حمل ميکنند.
- ابرهادی ها يا همان ابررساناها موادی هستند که می توانند در حرارت بسيار پايين الکتريسيته را بدون اينکه مقاومتی از خود نشان دهند هدايت کنند.
- ابرمايعات نيز در درجه حرارت بسيار پايين، يعنی تنها کمی بالاتر از صفر مطلق، فعاليت می کنند و هيچ نوع اصطکاکی نشان نمی دهند به طوری که اگر به گردش درآيند متوقف نخواهند شد
- آيا می دانستيد آمونياک می تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهای مغز تا ۱۰۰برابر افزايش دهد.
آيا ميدانستيد كه ...
- اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مييابد.
- مقاومترين ماهيچه در بدن، زبان است.
- كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER) طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
-چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
- شما نميتوانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
- محال است كه آرنجتان را بليسيد.
- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد.
- خوكها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
- وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
- تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است.
- كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند.
- حلزون ميتواند سه سال بخوابد.
- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفهجويي كند.
- فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط ميكند.
- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد.
- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
- در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.
- در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- که هورمون PYY مسئول چاقي است . در تحقيقات مشخص شده است که ميزان اين هورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد .
- شن خيس از شن خشک سبکتر است.
- در هر ميليمتر مكعب خون شما پنج مليون رعيت به نام گلبول قرمز وجود دارد.
- اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است.
- مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.
- چاي سبز داراي خواص فراواني است .به علت داشتن فلوئور ميناي دندان را تقويت کرده و از پوسيدگي ان جلوگيري مي کند .زياده روي در خوردن ان رنگ دندانها را زرد مي کند اما دندانهاي زرد شده ديرتر خراب مي شوند .همچنين بوي بد دهان را از بين مي برد مخصوصا خشک شده ان بوي شراب ، پياز و سير را رفع مي کند . دمکرده ان نشئه اور و سردرد را تسکين مي دهد .چاي در كنار فايده هاي فراوانش خاصيت ضد سرطاني نيز دارد .

- فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند. در حالی که فک یک سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند!
معاون غذا و داروي وزارت بهداشت با اشاره به صراحت قانوني مبني بر ممنوعيت تجويز داروي خارج از فهرست رسمي كشور گفت: 12 درصد از نسخ دارويي كشور حداقل داراي يك قلم كورتون و فاقد توجيه علمي است.
دكتر رسول ديناروند در بيست ودومين گردهمايي معاونين و مديران غذا و داروي كشور در مشهد با اشاره به تجويز آنتي بيوتيك در بيمارستانها و بروز مقاومتهاي ميكربي اظهار كرد: به لحاظ اهميت موضوع تجويز و مصرف منطقي دارو، كميتهاي به دستور وزير بهداشت در دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور تشكيل شد.
وي با اشاره به اعتقاد به اينكه نشان ايمني و سلامت بايد تثبيت و به نشاني براي شناسايي فرآوردهي سالم و برتر تبديل شود، گفت: هم اكنون پس از گذشت يك سال و اندي از آغاز اين فعاليت، حدود 10 محصول موفق به اخذ اين نشان شدهاند. در حالي كه برخي از استانها قطب محصولات غذايي به شمار ميروند و ميتوانند در اين زمينه فعالتر باشند.
معاون غذايي و داروي وزارت بهداشت با بيان اينكه بار بيماري هاي ناشي از غذا به معناي تحميل هزينههاي مالي به سيستم درماني كشور است در ادامه از سرطانها و بيماريهاي قلب و عروق به عنوان انواعي از بيماريهاي ناشي از غذا ياد كرد و افزود: تا زماني كه در زمينه پيشگيري (سلامت غذا) فعال نباشيم با احداث انواع بيمارستان و تامين اقلام دارويي موفق نخواهيم بود.
دكتر ديناروند با تاكيد بر توسعه برنامه غذا و دارو در شبكه افزود: اين برنامه نبايستي به ستاد محدود شود.
وي با اشاره به پديده قاچاق محصولات بهداشتي و دارويي، در ادامه بر عدم ورود كالاهاي قاچاق تقلبي به شبكه رسمي كشور تاكيد كرد و افزود: هيچ محصول قاچاقي نبايد در سوپر ماركتها و داروخانه يافت شود تا مردم با اطمينان خاطر محصولات مورد نياز خود را از اين مراكز خريداري كنند و درعين حال بايد با اماكن زير پلهيي نيز برخورد شود.
معاون غذايي و داروي وزارت بهداشت با بيان اينكه طبق اصول و مسائل قانوني موظف به تجويز و مصرف منطقي دارو هستيم، اظهار كرد: هم اكنون زيرساختهاي آن فراهم و بخشنامههاي مربوطه ابلاغ شده است.
دكتر ديناروند با بيان اينكه ضوابط و شيوههاي كاري مطابق با پيشرفتهاي علمي و فن آوري دنيا به روز شده است، افزود: به فراخور ورود شيوههاي نوين توليد محصولات، راههاي تخلف و تقلب نيز افزايش يافته است. از اين رو از طريق اصلاح ضوابط شيوه نظارت در اداره كل و تغيير مكانيزم كنترلي واردات و ثبت عوارض تلاش ميشود از بروز انواع تخلفها جلوگيري شود.
وي با بيان اينكه هيچ محدوديتي براي تاسيس شركت پخش و توليد دارو، شركتهاي وارداتي و تك نخسهيي به شرط رعايت ضوابط وجود ندارد، گفت: در سال جاري يك فرآورده دارويي از فهرست رسمي كشور خارج شد و پروانه توليد الكل طبي براي جلوگيري از سوء مصرف آن ممنوع شد. بدين ترتيب فرآوردهاي ضدعفوني كننده ديگري جايگزين الكل طبي ميشود.
دكتر ديناروند با تاكيد بر ضرورت حمايت از فرآوردهاي طبيعي با توجه به پيشينه تاريخ كشور افزود: تعداد فرآوردهاي طبيعي و داروهاي گياهي كه در سه سال اخير مجوزهاي لازم را اخذ كردهاند به سه برابر مجوزهاي پيش از اين رسيده است.
وي با اشاره به رشد 10 درصدي واردات و صادرات دارو در شش ماه اخير گفت: اين رشد 10 درصدي با وجود تمامي مشكلات و سختيهاي موجود بر سر راه اعم از تحريمهاي وسيع بينالمللي و بستن راههاي پولي و بانكي بوده است.
معاون غذايي و داروي وزارت بهداشت با تاكيد بر ضرورت حمايت از توليدات داخلي افزود: اما درعين حالي كه بر اساس قانون، واردات دارو طبق ضوابط فني آزاد است توليدات داخل همچنان سهم خود را حفظ كرده است.
دكتر ديناروند با بيان اينكه داروهاي توليد داخلي هنوز سهم بازار خود را به لحاظ ادبي از دست ندادهاند، گفت: اما واردات كمتر از 5 درصدي داروهاي گران قيمت (غالبا ويژه بيماريهاي خاص) باعث شده سهم ريالي اين داروها در بازار به بيش از يك سوم برسد.
وي ادامه داد: هم اكنون بيش از 30 كارخانه داروسازي مجوزهاي لازم براي را براي راه اندازي اخذ و حدود 20 كارخانه به طور جدي در حال فعاليت هستند. به نحوي كه با حجم سرمايه گذاري يك هزار ميليارد توماني شاهد تحول جدي در صنعت دارو سازي كشور بوديم.
وي با اشاره به بحث PMS (ارزيابي و بررسي فرآورده در بازار) در ادامه بر ناكافي بودن كنترلهاي محصول، پيش از ورود به بازار تاكيد كرد و افزود: نتايج بررسيها پس از ورود به بازار نشان داد كه چند درصد از محصولات موجود در بازار با پروانه ساخت مطابقت ندارند.
معاون غذايي و داروي وزارت بهداشت با تاكيد بر اهميت فرآوردهاي غذايي استراتژي و پرمصرف گفت: هدف از PMS صرفا ارائه تصاويري است و از وضعيت محصولات غذايي در بازار نيست و چنانچه محصولي با پروانه ساخت مطابقت نداشته باشد بايد سريعا، ريكال و يا حتي در صورت لزوم خط توليد بسته شود.
دكتر ديناروند با بيان اينكه گاهي تعطيلي كارخانه در شهرستاني چالش جدي را ايجاد ميكند، گفت: اما براي تامين سلامت مردم چارهيي غير از اين نداريم.
وي به تمركز زدايي و واگذاري اختيارات به دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور در سالهاي اخير اشاره كرد و افزود: معاونت غذا و دارو نيز در همه دانشگاههاي علوم پزشكي كشور تشكيل و مورد ارزيابي ساليانه قرار ميگيرد.

![]()


تغذیه صحیح و متعادل نه تنها پدیده رشد را میسر می سازد و به تندرستی و طول عمر می انجامد،بلکه با تاثیر بر روی اعصاب و روان سبب رشد فکری و نمو نیروهای روانی می گردد.
تر کیب شیمیائی غذای انسان باید شامل پروتئین ها، چربی ها، کربوهیدرات ها، مواد معدنی ، ویتامین وآب باشد تا رشد و سلامت یاخته های بدن تامین شود.این مواد با تغییراتی که در لوله گوارش حاصل میکند قابل جذب می شوند و برای تامین احتیاجات حیاتی مورد استفاده یاخته های بدن قرار میگیرند.
غذا به ماده جامد یا مایعی گفته میشود که بعد از خوردن و هضم شدن ایجاد حرارت و انرژی کرده و موجب ترمیم بافتها ،رشد و نمو و تنظیم اعمال حیاتی می گردد.
تمام موجودات زنده برای آنکه بتوانند به زندگی خود ادامه دهند ،احتیاج به غذا دارند.خواه این موجود زنده انسان باشد یا یک حیوان و یا حتی یک موجود بسیار کوچک ذره بینی مانند میکروب و.....
از طرفی هر روز تعدادی از سلولهای بدن می میرندو باید سلولهای تازه جای آنها را بگیرند برای این منظور باید سلولها مواد لازم را از غذا بدست آورند.همچنین حفظ گرمای طبیعی بدن -که در موقع سلامت همیشه ثابت است-،مبارزه با میکروب ها و عوامل بیماری زا،رشد روزانه مو و ناخن،کار قلب و دستگاه تنفس ،حرکات بدن،قدرت کار و فعالیت انسان و حتی کارهای فکری هم در گروی دریافت کافی مواد غذائی میباشد.
معمولا غذائی که انسان مصرف میکند از مواد مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از:
مواد قندی و نشاسته ای یا کربوهیدرات هاو مواد چربی که انرژی زاهستند و انرژی روزانه را تامین میکنند، مواد پروتئین جهت نگهداری و ترمیم بافتها و ساختتن بافتهای جدید لازم است، ویتامین و مواد معدنی و آب انرژی زا نیستند- کالری ندارند-ولی برای رشد طبیعی مورد نیاز می باشند.دریافت ناکافی آنها باعث بروز کندی رشد،اختلالات خونی وعدم استحکام استخوانها میشود.
تاریخچه تغذیه
تا اوایل قرن نوزدهم مفهوم غذاخوردن فقط پرکردن شکم بود و احساس گرسنگی بشر را وادار میکرد تا آنچه را در دسترس خود میدید بدون توجه به کمیت و کیفیت آن مصرف کند.
شهرنشینی و تشکیل اجتماعات باعث ایجاد تغییرات زیادی در طرز تغذیه بشر شده است. اولین اجتماعات و شهرها در بینالنهرین، آسیای باختری، مصر و یونان بوجود آمدند. شهرنشینهای اولیه کشاورزی و دامپروری را به خوبی میدانستند و برای تغذیه خود از محصولات متنوع استفاده میکردند.ایران نخستین کشور جهان است که انسان اولیه در آن به کشاورزی و پرورش دام پرداخته است. (دو تن از متخصصین به نامهای آرتور کیت و دکتر ارنست هرتسفیلد در کتابی به نام صنایع ایران ثابت کردهاند که کشاورزی و تمدن از فلات ایران شروع شده است). در حفاریهایی که در بعضی از نقاط ایران نظیر شوشتر، دامغان ، تخت جمشید و تپة سیلک کاشان به عمل آمده نشان می دهد که تاریخ کشاورزی در ایران متجاوز از 6000 هزار سال است .
تاریخچة تغذیه در یونان نشان میدهد که مردم یونان باستان برای تغذیه اهمیت زیادی قائل بودند و این جمله به آنان منسوب است که : " برای تقویت روح هرگز جسم را نباید فراموش کرد و باید مردم را با ورزش و غذای مناسب تربیت کرد ." شواهد نشان میدهد که در زمانهای قدیم مردم یونان بیشتر از گیاهان تغذیه میکردند و مصرف گوشت گوسفند، پرندگان، شکر، لبنیات و ماهی نیز در بین بعضی از طبقات اجتماع معمول بوده است. همچنین روغن زیتون را بسیار دوست داشته و مصرف میکردهاند.
در روم قدیم مردم کشاورزی میکردند و از غلات، بقولات و میوه و بعضی از انواع سبزیها تغذیه میکردند. غلات غذای اصلی آنها را تشکیل میداد و مصرف گوشت منحصر به طبقة اشراف بود.
در دورانهای بعد یعنی پس از استقرار امپراطوری در روم وضع تغذیة مردم تغییر کرد و رومیان بعد از فتوحات مختلف از تغذیة مردم سرزمینهای فتح شده تقلید کرده و در این راه جانب افراط میپیمودند. البته این طرز تغذیه مربوط به طبقات مرفه و اعیان بود درحالیکه مردم عادی تغذیة سادهای داشتند. در این زمان حتی کتب آشپزی نیز در روم منتشر شده که کتاب Deipnosphistae اثر Athenaeus در قرن دوم میلادی چاپ شده و طرز تهیه غذاهای گوشتی، سبزیها و اطلاعات دیگری در آن شرح داده شده است.
در مورد رژیمهای غذایی آغاز پیدایش آن به لوحه ای متعلق به سال 1900 قبل از میلاد مسیح در ناحیه سومر مربوط میشود که در آن برنامه غذایی یک کودک نوشته شده و در حال حاضر در موزه باستان شناسی استانبول نگهداری میشود .
طی دورانهای مختلف تاریخ و از دیدگاه مذاهب گوناگون، رژیمهای غذایی حائز اهمیت بسیار بوده و در بسیاری از کتب مذهبی مطالبی در زمینة تغذیه در دوران بارداری، شیردهی و روزه منعکس شده است. بقراط غالباً نصایح و توصیههایی در زمینة مصرف یا عدم مصرف بعضی از غذاها به بیماران خود میکرده است و اکثر پزشکان یونان باستان رژیم درمانی را به عنوان بخش مهمی از معالجة بیماریها بکار میبردند.
زکریای رازی که از دید عدة زیادی پدر علم تغذیه و رژیمهای غذایی کودک شناخته شده توصیههای مختلفی در زمینة رژیمهای غذایی دارد. همچنین در کتاب حفظ الصحه اثر اسرف بن محمد در زمینة تغذیه و رژیم در دوران مختلف زندگی مطالبی سودمند عنوان شده است.
با وجود اهمیت زیاد این رشته در حفظ سلامت انسان از گذشته تا حال داشته ، ولی تا سالهای پایان وضعیت زندگی استاد درجنگ جهانی اول هیچ سازمانی که رسما در این زمینه فعالیت کند وجود نداشت ، تا اینکه در سال 1917 نخستین انجمن مربوط به رژیم دانان توسط گروهی از کارشناسان تغذیه آمریکا تاسیس شد . این انجمن برای اولین بار مجله علمی رژیم شناسان را در سال 1925 منتشر کرد . و به تدریج دامنه فعالیت خود را در زمینه مدیریت خدمات غذایی مراکز تغذیه توسعه داد .
فارغ التحصیلان این رشته که رژیمشناس (Dietition) نامیده میشوند ، باید تمام اطلاعات و دانش خود را در راه کمک به برقراری وبهبود سلامت بشر بکار گیرند .
اصطلاح رژیم درمانی یا درمان با رژیم (Diet-therapy) به معنای استفاده از رژیم غذایی نه فقط برای بیماران بلکه برای افراد سالم نیز میباشد. بدین معنی که افراد سالم نیز باید به نوبة خود از رژیم غذایی مناسب استفاده کنند تا بدین وسیله از ابتلا به سوءتغذیه مصون مانده و از سلامت کامل برخوردار شوند.(از سایت:www.mortezavy.com)
![]()







